کلمه جو
صفحه اصلی

stretchy


کشسان، کشدار، کش دادنی، کشش پذیر، فراخی پذیر

انگلیسی به فارسی

کشسان، کشدار


کش دادنی، کشش پذیر


گشاد شونده، فراخی پذیر


کشش


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
حالات: stretchier, stretchiest
مشتقات: stretchiness (n.)
(1) تعریف: capable of being stretched; elastic.

(2) تعریف: tending to stretch excessively.

• elastic, flexible, capable of or tending to stretch
stretchy material is slightly elastic and able to stretch easily.

جملات نمونه

1. Outfits consisted of tight, bright, stretchy and striped separates, and catsuits with zippered hoods, elbow and knee compartments.
[ترجمه ترگمان]outfits عبارت بودند از تنگ و تنگ، تنگ و تنگ و راه راه، و catsuits با hoods و بازو و knee
[ترجمه گوگل]لباس ها شامل تنگ، درخشان، کشش و نوار جداسازی شده، و لباس های کت و شلوار با روکش های زیپ، آرنج و بخش زانو

2. Made from strong, stretchy material that was soft on skin.
[ترجمه ترگمان]از ماده یکسانی که روی پوست نرم بود، ساخته شده
[ترجمه گوگل]ساخته شده از مواد قوی، کشش است که بر روی پوست نرم شده است

3. Also stop even the pedestrian to walk, stretchy neck looks to the sky.
[ترجمه ترگمان]همچنین حتی پیاده ها را متوقف کنید تا پیاده بروند، به طور یکسانی به آسمان نگاه می کند
[ترجمه گوگل]حتی پیاده روی را نیز متوقف کنید، گردن باریک به نظر می رسد به آسمان

4. And cells from'metastasized'tumours stretchy than early - stage cancer cells.
[ترجمه ترگمان]و سلول هایی از سلول های سرطانی tumours را از سلول های سرطانی در مراحل اولیه تکثیر کردند
[ترجمه گوگل]و سلولها از 'metastasized'tumours کشش از سلول های سرطانی اولیه است

5. Subterranean bine shows procumbent record level inclined to stretchy.
[ترجمه ترگمان]Subterranean bine نشان می دهد که سطح سابقه ثبت شده تمایل به ماده یکسانی دارد
[ترجمه گوگل]بوته زیرزمینی نشان می دهد که میزان ثبت رکورددار، تمایل به کشش دارد

6. The blobs are stretchy spheres with two eyes.
[ترجمه ترگمان]The ها ماده یکسانی با دو چشم هستند
[ترجمه گوگل]حباب ها دارای دو چشمی است

7. Plus, Bum Genius diapers have neat stretchy tabs that make diapering even the most wiggly babies a breeze.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، ما خیلی پوشک داریم و تحت مراقبت هستیم که حتی the بچه ها را هم به باد بده
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، پوشک Bum Genius دارای زبانه های شسته و رفته است که حتی عزیزترین شگفت انگیز را می پوشاند

8. Barking Mad - Messy keeps Stretchy awake all night and ends up losing his bark.
[ترجمه ترگمان]\"Barking Mad\" (Messy Mad)تمام شب را بیدار نگه می دارد و با از دست دادن پوست خود به پایان می رسد
[ترجمه گوگل]Barking Mad - کثیف تمام طول شب را بیدار می کند و باعث می شود پوست خود را از دست بدهد

9. Bush, 3 meters tall: Rod is fine and stretchy, cylindrical, modena, be bordering on without wool, become ever since virescent or green.
[ترجمه ترگمان]بوش ۳ متر بلندی دارد: راد نرم و نرم است، استوانه ای، modena، بدون پشم، از زمان virescent و یا سبز می شود
[ترجمه گوگل]بوش 3 متر راد بلند است خوب و کشش، استوانه ای، مدنا، در برابر بدون پشم مرزی، تبدیل شده است از زمان virescent یا سبز

10. New concepts Playtex Super Look Secrets bodyshaper offers all the control of a corset in a soft, stretchy fabric.
[ترجمه ترگمان]مفاهیم جدید Playtex Super bodyshaper همه کنترل یک کرست را در یک پارچه کشباف نرم و نرم ارائه می دهد
[ترجمه گوگل]مفاهیم جدید Secrets of Playtex Super Look bodyshaper همه ی کنترل های کرستی را در یک پارچه ی نرم و راحت ارائه می دهد

11. She felt it and discovered that it was very soft and stretchy.
[ترجمه ترگمان]احساس کرد که بسیار نرم و تنگ است
[ترجمه گوگل]او آن را احساس کرد و کشف کرد که آن بسیار نرم و کشنده است

12. The finished dough should be tacky but not sticky, lightly golden, stretchy and elastic rather than porridge like.
[ترجمه ترگمان]خمیر کاغذ باید کهنه باشد، اما نه چسبناک، نه چسبنده، تنگ، تنگ و تنگ تر از فرنی
[ترجمه گوگل]خمیر به پایان رسید باید چسبنده، اما نه چسبناک، به آرامی طلایی، کشش و الاستیک به جای فرنی مانند

13. It can quickly penetrate into skin, making skin moist, smooth and stretchy.
[ترجمه ترگمان]آلوئه ورا می تواند به سرعت به پوست نفوذ کند و پوست مرطوب، نرم و یکسانی را تولید کند
[ترجمه گوگل]این می تواند به سرعت به پوست نفوذ کند، پوست را مرطوب، نرم و صاف کند

14. He developed a way to replace or repair blood vessels with Dacron, a stretchy manmade material.
[ترجمه ترگمان]او راهی برای جایگزینی یا تعمیر رگ های خونی با Dacron، یک ماده کشباف نرم ساخته و توسعه داد
[ترجمه گوگل]او یک راه برای جایگزینی یا تعمیر رگ های خونی با Dacron، یک ماده انفجاری کشیدنی ایجاد کرد

This stretchy cloth is soft

این پارچه‌ی کشسان نرم است


Your feet ligaments are stretchy

رباط پاهایت کشسان‌اند



کلمات دیگر: