کلمه جو
صفحه اصلی

string bean


رجوع شود به: snap bean، لوبیا سبز، انواع لوبیا سبز

انگلیسی به فارسی

انواع لوبیا سبز


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: any of the long green pods, eaten when unripe, that are produced by various bean plants; snap bean.

• green bean
a string bean is the same as a runner bean.

جملات نمونه

1. My little brother is like string bean .
[ترجمه ترگمان]برادر کوچیکم مثل خمیر دندون میمونه
[ترجمه گوگل]برادر کوچکم مثل لوبیا است

2. Our vegetable have potato, lettuce cucumber, peking cabbage string bean.
[ترجمه ترگمان]سبزیجات ما سیب زمینی، خیار کاهو، کلم cabbage کلم و لوبیا را دارند
[ترجمه گوگل]سبزیجات ما دارای سیب زمینی، خیار کاهو، کلم پیاز کیک پیاز هستند

3. Our vegetable has potato, lettuce cucumber, Peking cabbage, string bean.
[ترجمه ترگمان]سبزیجات ما سیب زمینی، کلم کاهو، کلم پکینگ، لوبیا رشته دارد
[ترجمه گوگل]سبزیجات ما دارای سیب زمینی، خیار کاهو، کلم پکن، لوبیا سبز است

4. I was a string bean in high school, can you believe it?
[ترجمه ترگمان]من یه دونه لوبیا تو دبیرستان بودم باورت میشه؟
[ترجمه گوگل]من یک دبیرستان بودم، آیا می توانم آن را باور کنم؟

5. Stowe took one look at the happy-go-lucky string bean, and saw just what he was looking for.
[ترجمه ترگمان]Stowe یک نگاه به بن بسته شاد انداخت و دید که دنبال چه چیزی می گردد
[ترجمه گوگل]استو یک نگاهی به لوبیای شاداب خوش شانس کرد و فقط آنچه را که دنبالش بود دید

6. To father -- from your favorite string bean.
[ترجمه ترگمان] به سلامتی پدر … از اون لوبیا مورد علاقتون
[ترجمه گوگل]برای پدر - از لوبیا مورد علاقه خود را

7. Delicious stir fried with meats, they have a crunchy texture similar to string beans, but they cook faster.
[ترجمه ترگمان]stir لذیذ که با گوشت سرخ شده، یک بافت ترد شبیه به لوبیا نخ دارند، اما آن ها سریع تر آشپزی می کنند
[ترجمه گوگل]گوشت خوشمزه با گوشت سرخ شده است، آنها یک بافت شکننده را شبیه به لوبیای رسیده دارند، اما سریع تر می خورند

8. A woman goes to her doctor. She has a breadstick up her nose, a potato in her right ear and string bean in her left ear.
[ترجمه ترگمان] یه زن میره پیش دکترش یک تکه نان کند، یک سیب زمینی در گوش راست و خمیر لوبیا در گوش چپش
[ترجمه گوگل]یک زن به دکترش می رود او یک نان روغنی تا بینی خود دارد، سیب زمینی در گوش راستش و نخود سیاه در گوش چپش

9. Ht to the next—unlike here, where the corncob and the string bean remain locked in their rigid masculine roles.
[ترجمه ترگمان]در اینجا، برخلاف اینجا، جایی که لوبیا و لوبیا در نقش های مردانه شان قفل شده اند
[ترجمه گوگل]Ht به بعد، بر خلاف اینجا، جایی که corncob و لوب رشته باقی می ماند در نقش های سفت و سخت مردانه خود را قفل شده است

10. A vegetable casserole is a flavorful alternative to a traditional Thanksgiving string bean casserole.
[ترجمه ترگمان]A سبزیجات یک جایگزین غیر معمول برای یک محصول روز شکرگزاری سنتی است
[ترجمه گوگل]یک نعناع گیاهی یک جایگزین طعم دهنده برای نوعی غذای مرکب از لوبیای شکاری روز شکرگذاری است

11. Having three leaflets, as a leaf of clover or string bean.
[ترجمه ترگمان]پس از اینکه سه تن از این اوراق را به عنوان برگ شبدر یا خمیر نخی بدست خواهم آورد
[ترجمه گوگل]داشتن سه جزوه، به عنوان یک برگ از شبدر یا نخود فرنگی

12. Arranged in one row, as the seeds of a pea or string bean.
[ترجمه ترگمان]Arranged در یک ردیف، به عنوان بذر نخود سبز یا یک لوبیا
[ترجمه گوگل]در یک ردیف، به عنوان دانه نخود یا نخود فرنگی مرتب شده اند

13. In this paper, the effect of the scalding conditions on keeping the dehydrated string bean green was studied in detail.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، تاثیر شرایط آب شده بر روی نگه داری ساقه لوبیا، به طور مفصل مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]در این مقاله، تأثیر شرایط پخت و پز بر حفظ سبز باقلا سبز دیررس مورد بررسی قرار گرفته است

14. Remove the hard part from the two ends and sides of string bean. Cut string bean into halves. Chop spring onion. Soak vermicelli in water.
[ترجمه ترگمان]قسمت سخت از دو طرف و دو طرف لوبیا را از هم جدا کنید نخ را تکه تکه کنید onion بهاری را خرد کنید vermicelli را در آب بخیسانید
[ترجمه گوگل]بخش سخت را از دو انتها و دو طرف نخود رول خارج کنید لوبیا را به نصف بریزید شکسته شدن پیاز بهار Vermicelli را در آب خیس کنید


کلمات دیگر: