کلمه جو
صفحه اصلی

stroma


(جانور شناسی - گیاه شناسی) بستره، بافت نمدی، گستر، بافت بنیادی

انگلیسی به فارسی

بافت نمدی، گستر، بافت بنیادی


استروما


انگلیسی به انگلیسی

• framework of a cell (anatomy); connective tissue of an organ or other body structure (anatomy); cellular tissue (botany)

جملات نمونه

1. In the same biopsy infiltration of the mucosal stroma by a large number of lymphocytes and plasma cells were seen.
[ترجمه ترگمان]در همین راستا، نفوذ of stroma توسط تعداد زیادی از سلول های lymphocytes و پلاسما مشاهده شد
[ترجمه گوگل]در همان بیوپسی نفوذ استروما مخاطی توسط تعداد زیادی از لنفوسیت ها و سلول های پلاسما مشاهده شد

2. Free tumour cells infiltrating stroma always lost basal lamina and were shortage of desmosome.
[ترجمه ترگمان]سلول های سرطانی که به stroma نفوذ می کنند همیشه lamina های اساسی را از دست داده اند و کمبود of داشته اند
[ترجمه گوگل]سلول های تومور آزاد که از طریق استروما نفوذ می کنند، همیشه لامین های پایه را از دست می دهند و کمبود دسموماوم دارند

3. Characteristic changes of stroma are usually accompanied with the malignant transformation of epithelial cells even ahead.
[ترجمه ترگمان]تغییرات مشخصه of معمولا همراه با انتقال بدخیم سلول های اپی تلیال حتی پیش رو هستند
[ترجمه گوگل]تغییرات مشخصی از استروما معمولا با تغییرات بدخیم سلول های اپیتلیال حتی پیش رو همراه است

4. based Stroma Medical, the company behind the experimental procedure, told KTLA. com that he's convinced it doesn't affect vision.
[ترجمه ترگمان]موسسه پزشکی stroma، شرکتی که پشت این روش تجربی قرار دارد، به KTLA گفت com است که او متقاعد شده است که این موضوع بر بینش تاثیر نمی گذارد
[ترجمه گوگل]بر اساس Stroma Medical، شرکت پشت فرآیند تجربی، به KTLA گفت com که او متقاعد شده است بر روی بینایی تاثیر نمی گذارد

5. They transfer solute from the stroma of the ciliary processes into the posterior chamber.
[ترجمه ترگمان]آن ها حل شونده را از the فرآیندهای ciliary به داخل اتاق عقبی انتقال می دهند
[ترجمه گوگل]آنها پروتئین را از استروما فرایندهای سیلیاری به داخل اتاق خلفی انتقال می دهند

6. Excessiely hyalinized stroma in this case has created an interesting cording pattern of tumor cells.
[ترجمه ترگمان]Excessiely hyalinized stroma در این مورد الگوی جالبی از سلول های سرطانی را ایجاد کرده است
[ترجمه گوگل]استروما هیالینیز Excessiely در این مورد یک الگوی جالب برای سلول های تومور ایجاد کرده است

7. Note the stroma between the nests of seminoma.
[ترجمه ترگمان]به the بین آشیانه of توجه کنید
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید استروما بین لانه سینومو

8. The results indicate that explant cultures and corneal stroma can promote the growth of epithelium.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که فرهنگ های explant و corneal stroma می توانند رشد بافت پوششی را ترویج کنند
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که کشت اکتان و استروما قرنیه می تواند رشد اپیتلیوم را افزایش دهد

9. Here the amyloid stroma of the medullary thyroid carcinoma has been stained with Congo red.
[ترجمه ترگمان]در اینجا the stroma از غده تیروئید medullary آغشته به خون کنگو است
[ترجمه گوگل]در اینجا استروما آمیلوئید کارسینوم مدولاری تیروئید با قرمز کنگو رنگ آمیزی شده است

10. The stroma may be scanty or myxoid, as in this case.
[ترجمه ترگمان]The ممکن است ناچیز یا myxoid باشند، همانطور که در این مورد
[ترجمه گوگل]استروما ممکن است ضعیف یا مکسوئید باشد، همانطور که در این مورد است

11. Results Bone resorption and fibrovascular stroma formation were the main histological presentation 1 week after surgery.
[ترجمه ترگمان]نتایج مدل resorption Bone و fibrovascular stroma یک نمایش بافت شناختی اصلی ۱ هفته بعد از عمل جراحی بودند
[ترجمه گوگل]نتایج Resorption استخوانی و شکل گیری استروما فیبرواستوکسیک، مهمترین یافته هیستولوژیک 1 هفته پس از جراحی بود

12. The resulting osmotic gradient drives water from the stroma into the aqueous humor.
[ترجمه ترگمان]شیب osmotic حاصل آب را از the به the آبی هدایت می کند
[ترجمه گوگل]گرادیان اسمزی در نتیجه آب از استروما را به طرز آب پر می کند

13. Stroma (pl. stromata) The colorless ground matter between the grana lamellae in a CHLOROPLAST. It is the site of the dark (light-independent) reactions of photosynthesis.
[ترجمه ترگمان]stroma (pl) stromata)لایه بی رنگ و بی رنگ بین the grana در یک chloroplast آن محل واکنش های تیره (مستقل)از فوتو سنتز است
[ترجمه گوگل]استروما (pl stromata) ماده زمین بی رنگ از بین grana lamellae در یک کلروفیل این سایت واکنش تیره (نور مستقل) فتوسنتز است

14. They plan to refloat the ship now aground on the island of Stroma.
[ترجمه ترگمان]نقشه آن ها این است که کشتی را اکنون در جزیره of به گل انداخته باشند
[ترجمه گوگل]آنها قصد دارند کشتی را در کنار جزیره Stroma فرو بریزند

پیشنهاد کاربران

stroma ( علوم پایۀ پزشکی )
واژه مصوب: زی داربست
تعریف: داربستی از جنس بافت همبند که یک ساختار یا بافت را پشتیبانی می کند


کلمات دیگر: