کلمه جو
صفحه اصلی

sounded

انگلیسی به فارسی

صدای، صدا کردن، زدن، نواختن، به نظر رسیدن، صدا دادن، بنظر رسیدن، بگوش خوردن، ژرفاسنجی کردن، گمانه زدن، بصدا در اوردن، سر و گوش آب دادن


پیشنهاد کاربران

شنیده میشد

بنظر می آمد یا بنظر می رسید مثلا :
the plan sounded well
برنامه خوب بنظر می آمد


The plan sounded well thought - out to the lion. ترجمه؟

طرح ( نقشه ) اعلام شده برای شیر خوب ( قابل پذیرش ) بود.

Sounded = اعلام شده
Well thought - ought = خوب. متفکرانه. قابل قبول .

به نظر

Sound غالبا برای بهتر جلوه دادن از معنای بنظر رسیدن نیاز به پسوند like دارد و اگر در جمله ای sound like بکار رود، بسیار شیوا مفهوم را به مخاطب القا میکند.

Sounded like a goddamn mercenary sold us out with details

بنظر رسید که یک مزدور لعنتی همه ما را با جزییات فروخته بود ( لو داده بود )


کلمات دیگر: