از فرصت استفاده کردن، تا تنور داغ است نان را چسباندن، تا آهن داغ است چکش کاری کردن، تا فرصت باقی است کاری را انجام دادن، تا تنور گرم است باید نان پخت
strike while the iron is hot
از فرصت استفاده کردن، تا تنور داغ است نان را چسباندن، تا آهن داغ است چکش کاری کردن، تا فرصت باقی است کاری را انجام دادن، تا تنور گرم است باید نان پخت
انگلیسی به انگلیسی
عبارت ( phrase )
• : تعریف: to take advantage of an opportunity without delay.
• take care of a matter before it becomes too late, take advantage of the proper timing
جملات نمونه
1. You can do more than strike while the iron is hot; you can make the iron hot by striking.
[ترجمه ترگمان]اگر آهن گرم باشد می توانید کاری بیش از آن انجام بدهید که آهن گرم است؛ می توانید آهن را با ضربه زدن گرم کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید بیش از اعتصاب زمانی که آهن گرم است؛ شما می توانید آهن را به صورت قابل توجهی تهیه کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید بیش از اعتصاب زمانی که آهن گرم است؛ شما می توانید آهن را به صورت قابل توجهی تهیه کنید
2. Strike while the iron is hot.
[ترجمه ترگمان] تا وقتی که آهن داغ باشه
[ترجمه گوگل]اعتصاب در حالی که آهن داغ است
[ترجمه گوگل]اعتصاب در حالی که آهن داغ است
3. He doesn't often make such offers - I'd strike while the iron is hot if I were you.
[ترجمه ترگمان]او معمولا چنین پیشنهادی نمی دهد - در حالی که آهن گرم است اگر من جای تو بودم
[ترجمه گوگل]او اغلب چنین پیشنهاداتی را ارائه نمی دهد - من اعتصاب کردم در حالی که آهن اگر شما بودید، گرم است
[ترجمه گوگل]او اغلب چنین پیشنهاداتی را ارائه نمی دهد - من اعتصاب کردم در حالی که آهن اگر شما بودید، گرم است
4. So, it should strike while the iron is hot and go to the country as soon as possible.
[ترجمه ترگمان]بنابراین باید در حالی که آهن داغ است حمله کند و هر چه زودتر به کشور برود
[ترجمه گوگل]بنابراین، باید در حالی که آهن داغ است و در اسرع وقت به کشور حمله کند
[ترجمه گوگل]بنابراین، باید در حالی که آهن داغ است و در اسرع وقت به کشور حمله کند
5. Don't wait until tomorrow before you tell him, strike while the iron is hot!
[ترجمه ترگمان]تا فردا صبر نکن تا به او بگویی که آهن گرم است!
[ترجمه گوگل]صبر کنید تا فردا قبل از اینکه به او بگویید، اعتصاب کنید در حالی که آهن داغ است!
[ترجمه گوگل]صبر کنید تا فردا قبل از اینکه به او بگویید، اعتصاب کنید در حالی که آهن داغ است!
6. Strike while the iron is hot . You may never have another opportunity to go to America.
[ترجمه ترگمان]در حالی که آهن داغ است، ضربه بزنید شما ممکن است دیگر فرصت دیگری برای رفتن به آمریکا نداشته باشید
[ترجمه گوگل]اعتصاب در حالی که آهن داغ است شما هرگز فرصت دیگری برای رفتن به امریکا ندارید
[ترجمه گوگل]اعتصاب در حالی که آهن داغ است شما هرگز فرصت دیگری برای رفتن به امریکا ندارید
7. But Sita says the rewards for investing in Africa match the risks and companies should "strike while the iron is hot. "
[ترجمه ترگمان]اما سیتا گفت که پاداش ها برای سرمایه گذاری در آفریقا با خطرات و شرکت هایی که باید \"ضربه بزنند در حالی که آهن داغ است\"
[ترجمه گوگل]اما سیتا می گوید که پاداش برای سرمایه گذاری در آفریقا با خطرات مواجه است و شرکت ها باید در حالی که آهن داغ است حمله کنند '
[ترجمه گوگل]اما سیتا می گوید که پاداش برای سرمایه گذاری در آفریقا با خطرات مواجه است و شرکت ها باید در حالی که آهن داغ است حمله کنند '
8. Strike while the iron is hot is a maxim.
[ترجمه ترگمان]ضربه در حالی که آهن داغ است یک اصل است
[ترجمه گوگل]اعتصاب زمانی که آهن داغ است، حداکثر است
[ترجمه گوگل]اعتصاب زمانی که آهن داغ است، حداکثر است
9. We must strike while the iron is hot.
[ترجمه ترگمان]ما باید در حالی که آهن گرم است حمله کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید در حالی که آهن داغ است حمله کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید در حالی که آهن داغ است حمله کنیم
10. You should strike while the iron is hot.
[ترجمه ترگمان]تو باید در حالی که آهن گرم است حمله کنی
[ترجمه گوگل]شما باید در حالی که آهن داغ است اعتصاب کنید
[ترجمه گوگل]شما باید در حالی که آهن داغ است اعتصاب کنید
11. I suggest that you strike while the iron is hot. Time waits for nobody.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد می کنم که وقتی آهن گرم است حمله کنید زمان منتظر هیچ کس نیست
[ترجمه گوگل]پیشنهاد می کنم که در حالی که آهن داغ است اعتصاب کنید زمان برای هیچ کس منتظر نیست
[ترجمه گوگل]پیشنهاد می کنم که در حالی که آهن داغ است اعتصاب کنید زمان برای هیچ کس منتظر نیست
12. To overtake the enemy, you must strike while the iron is hot.
[ترجمه ترگمان]برای رسیدن به دشمن باید در حالی که آهن گرم است حمله کنید
[ترجمه گوگل]برای غلبه بر دشمن، هنگامی که آهن داغ است، باید اعتصاب کنید
[ترجمه گوگل]برای غلبه بر دشمن، هنگامی که آهن داغ است، باید اعتصاب کنید
13. Mitch: If I were you, I'd strike while the iron is hot.
[ترجمه ترگمان]اگر جای تو بودم، وقتی آهن گرم بود اعتصاب می کردم
[ترجمه گوگل]متیچ اگر من بودم، در حالی که آهن داغ بود، اعتصاب میکردم
[ترجمه گوگل]متیچ اگر من بودم، در حالی که آهن داغ بود، اعتصاب میکردم
14. Strike while the iron is hot, you know - while she's fresh to the town.
[ترجمه ترگمان]وقتی که آهن گرم است، می دانید - در حالی که او تازه به شهر امده است
[ترجمه گوگل]اعتصاب در حالی که آهن گرم است، شما می دانید - در حالی که او تازه به شهر است
[ترجمه گوگل]اعتصاب در حالی که آهن گرم است، شما می دانید - در حالی که او تازه به شهر است
15. Nice going ! However, you should strike while the iron is hot.
[ترجمه ترگمان]! آفرین با این حال، وقتی آهن گرم است شما باید حمله کنید
[ترجمه گوگل]رفتن خوب! با این حال، باید در حالی که آهن داغ است، اعتصاب کنید
[ترجمه گوگل]رفتن خوب! با این حال، باید در حالی که آهن داغ است، اعتصاب کنید
پیشنهاد کاربران
تا تنور داغ است نان را بچسبان
کلمات دیگر: