کلمه جو
صفحه اصلی

stereotypy


معنی : کلیشه، با کلیشه چاپ کردن، رفتار قالبی داشتن، یک نواختی
معانی دیگر : چاپ از راه کلیشه، چاپ کلیشه، کلیشه کردن، یک نواخت کردن

انگلیسی به فارسی

کلیشه، کلیشه کردن، با کلیشه چاپ کردن، یک نواخت کردن، رفتار قالبی داشتن


کلیشه ای، کلیشه، با کلیشه چاپ کردن، رفتار قالبی داشتن، یک نواختی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: the process or art of making or printing from stereotype plates.

(2) تعریف: excessive repetition in movements, ideas, patterns of speech, and the like, seen in some schizophrenics.

• process of making stereotype plates (printing); obsessive repetitive behavior, lack of variation in speech patterns or movement (psychiatry)

دیکشنری تخصصی

[روانپزشکی] استریوتایپی

مترادف و متضاد

کلیشه (اسم)
type, stereotypy, stereotype

با کلیشه چاپ کردن (اسم)
stereotypy

رفتار قالبی داشتن (اسم)
stereotypy

یک نواختی (صفت)
humdrum, stereotypy


کلمات دیگر: