• quality of being spirited, vivacity, liveliness, animation
spiritedness
انگلیسی به انگلیسی
جملات نمونه
1. More important, they believed, was public spiritedness — a system of habits and attitudes that would check egotism and self-indulgence.
[ترجمه ترگمان]مهم تر از آن، آن ها معتقد بودند که \"spiritedness عمومی\" یک سیستم عادات و نگرش های است که خودبینی و self را چک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]مهمتر از همه، آنها اعتقاد داشتند، روحیه عمومی - یک سیستم عادت ها و نگرش هایی است که خودخواهی و خودخواهی را کنترل می کند
[ترجمه گوگل]مهمتر از همه، آنها اعتقاد داشتند، روحیه عمومی - یک سیستم عادت ها و نگرش هایی است که خودخواهی و خودخواهی را کنترل می کند
2. Spiritedness is the central, psychological quality of the Republic.
[ترجمه ترگمان]spiritedness، کیفیت مرکزی و روان شناختی جمهوری است
[ترجمه گوگل]اروتیسم کیفیت مرکزی و روانشناختی جمهوری است
[ترجمه گوگل]اروتیسم کیفیت مرکزی و روانشناختی جمهوری است
3. Spiritedness is that quality of soul that is most closely associated with the desires for honors, fame and prestige.
[ترجمه ترگمان]spiritedness همان کیفیت روحی است که با اشتیاق به احترام، شهرت و اعتبار ارتباط نزدیکی دارد
[ترجمه گوگل]انحرافی این است که کیفیت روح که بیشتر به خواسته های افتخارات، شهرت و اعتبار مربوط می شود
[ترجمه گوگل]انحرافی این است که کیفیت روح که بیشتر به خواسته های افتخارات، شهرت و اعتبار مربوط می شود
4. Your sexual energies are vigorous and enthusiastic, and in a love affair you are likely to put the highest value on spiritedness .
[ترجمه ترگمان]انرژی های جنسی شما قوی و مشتاق هستند، و در یک رابطه عاشقانه احتمالا بیش ترین ارزش را روی spiritedness می گذارید
[ترجمه گوگل]انرژی های جنسی شما نیرومند و مشتاق هستند و در روابط عاشقانه شما احتمالا بالاترین ارزش را برای روحیه خواهید داشت
[ترجمه گوگل]انرژی های جنسی شما نیرومند و مشتاق هستند و در روابط عاشقانه شما احتمالا بالاترین ارزش را برای روحیه خواهید داشت
5. Wang has very personal reasons for her newfound sense of public spiritedness.
[ترجمه ترگمان]وانگ دلایل شخصی بسیار شخصی برای حس تازه جدیدش از spiritedness عمومی دارد
[ترجمه گوگل]وانگ دلایل بسیار شخصی برای احساس تازه ای از روحیه عمومی دارد
[ترجمه گوگل]وانگ دلایل بسیار شخصی برای احساس تازه ای از روحیه عمومی دارد
6. A rash of insider revelations has raised questions about how protected whistleblowers are from the consequences of their public- spiritedness .
[ترجمه ترگمان]مجموعه ای از الهامات درونی سوالاتی را در مورد این که چگونه whistleblowers از عواقب عمومی بودن آن ها ناشی می شود، مطرح کرده است
[ترجمه گوگل]یک خارش از آگهی های داخلی باعث شده است که سوالاتی در مورد چگونگی محافظت از اطلاع دهندگان از عواقب روحیه عمومی آنها مطرح شود
[ترجمه گوگل]یک خارش از آگهی های داخلی باعث شده است که سوالاتی در مورد چگونگی محافظت از اطلاع دهندگان از عواقب روحیه عمومی آنها مطرح شود
7. Anyway, philosophers are not purely thinking machines but they are also human beings composed of reason, spiritedness, and appetite.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، فلاسفه به طور کامل به ماشین فکر نمی کنند، بلکه موجوداتی هستند که از عقل، spiritedness و اشتها تشکیل شده اند
[ترجمه گوگل]به هر حال، فیلسوفان صرفا ماشینهای تفکر نیستند، بلکه آنها نیز انسانهایی هستند که از ذهن، روحیه و اشتها تشکیل شده اند
[ترجمه گوگل]به هر حال، فیلسوفان صرفا ماشینهای تفکر نیستند، بلکه آنها نیز انسانهایی هستند که از ذهن، روحیه و اشتها تشکیل شده اند
8. On the basis of Mr Brown's behaviour so far, such public spiritedness seems unlikely.
[ترجمه ترگمان]براساس رفتار آقای براون تاکنون چنین spiritedness عمومی بعید به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]بر اساس رفتار آقای براون تاکنون، چنین روحیه ای به نظر می رسد بعید است
[ترجمه گوگل]بر اساس رفتار آقای براون تاکنون، چنین روحیه ای به نظر می رسد بعید است
9. As Kristol points out in the essay, the meaning of the phrase "public spiritedness" has flipped since the 18th century.
[ترجمه ترگمان]همانطور که Kristol در این مقاله اشاره می کند، معنای عبارت \"spiritedness عمومی\" از قرن ۱۸ ورق خورده است
[ترجمه گوگل]همانطور که کریستول در این مقاله اشاره می کند، معنای عبارت 'روحیه عمومی' از قرن 18 میلادی تغییر یافته است
[ترجمه گوگل]همانطور که کریستول در این مقاله اشاره می کند، معنای عبارت 'روحیه عمومی' از قرن 18 میلادی تغییر یافته است
پیشنهاد کاربران
روحیه
کلمات دیگر: