کلمه جو
صفحه اصلی

rush around

پیشنهاد کاربران

در وقت کم کار زیادی کردن

To try to do a lot of things in short period of time

بدو بدو داشتن

مشغول / گرفتار بودن , مشغله داشتن , شلوغ بودن ( سر کسی ) .

You have to do alot of work in a short time.


کلمات دیگر: