کلمه جو
صفحه اصلی

surveyor


معنی : مساح، بازبین، مبصر کلاس، نقشه بردار، پیمایشگر، زمین پیما
معانی دیگر : پیمایشگر، مساح، نقشه بردار، زمین پیما، بازبین، مبصر کلاس

انگلیسی به فارسی

زمین پیما، مساح، نقشه بردار، بازبین، مبصر کلاس،پیمایشگر


نقشهبردار، نقشه بردار، مساح، مبصر کلاس، پیمایشگر، زمین پیما، بازبین


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a person engaged in surveying as a profession.

• one who surveys; one who measures areas of land as an occupation; appraiser, valuer; supervisor, overseer
a surveyor is a person whose job is to survey houses or land.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] نقشه بردار - آمارگیر - آمارگیر - مساح
[ریاضیات] مسّاح، نقشه بردار، کارشناس، ممیز، بازبین، ارزیاب، بررسی کننده، آمارگیر

مترادف و متضاد

مساح (اسم)
geodesist, surveyor, topographer

بازبین (اسم)
surveyor, reviewer, verifier

مبصر کلاس (اسم)
surveillant, surveyor

نقشه بردار (اسم)
surveyor, topographer

پیمایشگر (اسم)
surveyor

زمین پیما (اسم)
surveyor

جملات نمونه

1. a chartered surveyor
نقشه بردار دارای پروانه ی رسمی

2. Call in an architect or surveyor to oversee the work.
[ترجمه زهره رجایی زاده] برای بازبینی کارتان با یک معمار یا ناظر تماس بگیرید.
[ترجمه ترگمان]به یک معمار یا surveyor زنگ بزنید تا به کار نظارت کند
[ترجمه گوگل]برای نظارت بر کار در یک معمار یا نقشه بردار تماس بگیرید

3. The surveyor found damp in the kitchen.
[ترجمه ترگمان]The در آشپزخانه مرطوب شده
[ترجمه گوگل]نقشه بردار در آشپزخانه مرطوب شد

4. Your lender will then send their own surveyor to value the property.
[ترجمه ترگمان]پس وام دهنده شما surveyor را برای ارزش گذاری دارایی می فرستد
[ترجمه گوگل]وام دهنده شما پس از ارزیابی خود را برای ارزیابی اموال خود ارسال خواهد کرد

5. Following an on - site inspection, the surveyor prepared a written report on the property.
[ترجمه ترگمان]پس از بازرسی در وب سایت، ارزیاب گزارشی کتبی از ملک را تهیه کرد
[ترجمه گوگل]پس از بازرسی در محل، نقشه بردار یک گزارش کتبی در مورد ملک تهیه کرد

6. Use a surveyor or architect to oversee and inspect the different stages of the work.
[ترجمه ترگمان]از یک معمار یا معمار برای نظارت و بازرسی مراحل مختلف کار استفاده کنید
[ترجمه گوگل]استفاده از یک نقشه بردار یا معمار برای نظارت و بررسی مراحل مختلف کار

7. I may be needing the services of a surveyor soon, as I'm buying a house.
[ترجمه ترگمان]شاید به محض این که من یک خانه بخرم، به خدمات a احتیاج دارم
[ترجمه گوگل]ممکن است به زودی به خدمات نقشه بردار نیاز پیدا کنم، چون من یک خانه می خواهم

8. The surveyor pegged out the lot of land.
[ترجمه ترگمان]The مناطق زیادی را به کار انداختند
[ترجمه گوگل]نقشه بردار بسیاری از زمین را به هم ریخت

9. The surveyor went over the house thoroughly and advised us not to buy it.
[ترجمه ترگمان]The به طور کامل از خانه خارج شد و به ما توصیه کرد که آن را بخریم
[ترجمه گوگل]نقشه بردار به طور کامل به خانه رفت و به ما توصیه کرد که آن را خرید نکنیم

10. The surveyor pegged out that plot of land.
[ترجمه ترگمان]The اون نقشه سرزمین رو خاموش کرد
[ترجمه گوگل]نقشه بردار آن زمین را به هم ریخت

11. The county surveyor and I developed our own set of regulations.
[ترجمه ترگمان]من و مساح استان مجموعه قوانین خود را توسعه دادیم
[ترجمه گوگل]نقشه بردار شهر و من مجموعه مقررات خود را توسعه دادیم

12. In 1793 he was appointed surveyor to the Mint, but was dismissed in 1794 for inattention to duty.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۷۹۳ به سرپرستی ضرابخانه منصوب شد، اما در سال ۱۷۹۴ برای بی توجهی به عوارض مرخص شد
[ترجمه گوگل]در سال 1793 او به عنوان مامور ناظری منصوب شد، اما در سال 1794 به دلیل نادیده گرفتن وظیفه اخراج شد

13. He retained his private practice as a quantity surveyor from his office at No. Parliament Street.
[ترجمه ترگمان]او عمل خصوصی خود را به عنوان یک معمار کمیت از دفتر خود در خیابان شماره پارلمنت حفظ کرد
[ترجمه گوگل]او تمرین خصوصی خود را به عنوان یک نظرسنجی کم از دفتر خود در خیابان پارلمان پارلمان حفظ کرد

14. Haines made his name as a surveyor in the Persian Gulf, and was appointed assistant surveyor in 182
[ترجمه ترگمان]هینز نام خود را به عنوان یک نقشه بردار در حوزه خلیج فارس منصوب کرد و به عنوان دستیار ارزیاب در ۱۸۲ کشور منصوب شد
[ترجمه گوگل]هینز نام خود را به عنوان یک نقشه بردار در خلیج فارس نامگذاری کرد و در سال 182 دستیار معاون وزیر شد

15. Mr Heddle was a former surveyor and an underwriting member of Lloyds.
[ترجمه ترگمان]آقای Heddle یک نقشه بردار سابق و یکی از اعضای underwriting Lloyds بود
[ترجمه گوگل]آقای Heddle یک معاون سابق و یک عضو رسمی لوییز بود

پیشنهاد کاربران

ارزیاب

ارزیاب زمین و ملک و ساختمان

The building was given a clean bill of health by the surveyor
نقشه بردار در گزارش ش اعلام کرد که ساختمون در شرایط خوبیه

ارزیابگر

بازرس


کلمات دیگر: