کلمه جو
صفحه اصلی

spread the word

انگلیسی به انگلیسی

• spread a rumor, disseminate hearsay

پیشنهاد کاربران

( اصطلاح ) : انتشار اطلاعات خاصی برای مردم.

https://idioms. thefreedictionary. com/spread the word

چو انداختن، پخش حرف درست و یا نادرست، شایعه پراکنی
( مثال: چو انداختن که امسال خبری از عیدی نیست )
( مثال: چو بیاندازید که اگه کسی ماشینم رو پیدا کنه، بهش مژدگانی خوبی میدم )


اطلاع رسانی به عموم
خبر دادن به بقیه

I need to spread the word that the meeting is canceled for this afternoon.
من باید کنسل شدن جلسه بعداز ظهر را به بقیه خبر بدم
Marketing entails spreading the word about a business and the products
بازاریابی مستلزم اطلاع رسانی در مورد تجارت و محصولات است



کلمات دیگر: