1. cram courses
کلاس های فشرده
2. I'm going to cram school now.
[ترجمه ترگمان]من دارم میرم مدرسه
[ترجمه گوگل]من الان به مدرسه میرم
3. The room's full; we can't cram any more people in.
[ترجمه ترجمه من] اتاق پر است؛ ما نمی توانیم افراد بیشتری داخل آن جا بدهیم
[ترجمه ترگمان]اتاق پر است؛ ما نمی توانیم افراد بیشتری داخل آن جا بدهیم
[ترجمه گوگل]اتاق کامل است؛ ما نمیتوانیم مردم بیشتری را درون خود ببندیم
4. I go to a cram school.
[ترجمه ترگمان] من دارم میرم مدرسه
[ترجمه گوگل]من به یک مدرسه پرورش میروم
5. There was such a cram in the church.
[ترجمه نیلوفر] ازدحام زیادی در کلیسا شده بود.
[ترجمه ترگمان] یه همچین جایی توی کلیسا بود
[ترجمه گوگل]در کلیسا چنین جسمی وجود داشت
6. I just had time to cram down a few biscuits before we left.
[ترجمه ترگمان]فقط وقت داشتم چند تا بیسکوییت بیارم قبل از اینکه بریم
[ترجمه گوگل]من فقط وقت داشتم تا چند بیسکویت را قبل از اینکه ترک کنیم بیرون کشیدیم
7. It's difficult to cram everything into a tight schedule.
[ترجمه ترگمان]خیلی سخت است که همه چیز را به یک برنامه فشرده تبدیل کنیم
[ترجمه گوگل]دشوار است همه چیز را به یک برنامه تنگ برسانید
8. We all managed to cram into his car.
[ترجمه ترگمان]همه ما موفق شدیم سوار ماشینش بشیم
[ترجمه گوگل]همه ما موفق به پریدن به ماشین خود شدیم
9. The teacher tried to cram his pupils.
[ترجمه ترگمان]معلم سعی کرد شاگردانش را آرام کند
[ترجمه گوگل]معلم سعی کرد تا دانش آموزانش را پرت کند
10. You can't cram eight children into the car!
[ترجمه ترگمان]تو نمی تونی هشت تا بچه رو سوار ماشین کنی
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید هشت فرزند را در ماشین بچرخانید!
11. How do they all cram into that doll's house?
[ترجمه ترگمان]چه طور همه آن ها به خانه عروسک می روند؟
[ترجمه گوگل]چگونه همه آنها را به خانه ی عروسک می کشند؟
12. Cram ran a fine race to take the gold medal.
[ترجمه ترگمان]کرام برای گرفتن مدال طلا مسابقه خوبی انجام داد
[ترجمه گوگل]برای گرفتن مدال طلا رقص خوبی بود
13. I managed to cram down a few mouthfuls of food.
[ترجمه ترگمان]توانستم چند لقمه غذا فرو کنم
[ترجمه گوگل]من توانستم چند لقمه غذا را بجوشانم
14. I managed to cram three countries into a week's business trip.
[ترجمه ترگمان]من توانستم سه کشور را به یک سفر تجاری یک هفته ای تبدیل کنم
[ترجمه گوگل]من موفق شدم سه کشور را به یک سفر تجاری در هفته اختصاص دهم
15. I have to cram for my chemistry test tomorrow.
[ترجمه ترگمان] من باید فردا امتحان شیمی رو امتحان کنم
[ترجمه گوگل]من باید برای امتحان شیمییم فردا امتحان کنم