کلمه جو
صفحه اصلی

stash


معنی : پنهانگاه، ذخیره کردن، انباشتن، انبار کردن
معانی دیگر : (در محل مخفی) برای روز مبادا ذخیره کردن، پنهان کردن، قایم کردن، اندوختن، هر چیز نهفته شده، نهانگاه، محل پنهان کردن، مخفیگاه، انبار، گنجینه، ذخیره کردن درمحل مخفی برای اینده، محبوس کردن

انگلیسی به فارسی

انبار کردن، ذخیره کردن (درمحل مخفی برای آینده)، انباشتن، محبوس کردن، پناهگاه


ذخیره کردن، پنهانگاه، انبار کردن، انباشتن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stashes, stashing, stashed
• : تعریف: to hide or store secretly (sometimes fol. by away).
مشابه: cache, hoard

- He stashed his money in the cupboard.
[ترجمه ترگمان] پول خود را در گنجه پنهان کرد
[ترجمه گوگل] او پول خود را در صندوق عقب انداخت
اسم ( noun )
• : تعریف: that which is or has been stashed.
مشابه: cache, hoard

• collect, gather, accumulate
if you stash something valuable somewhere, you store it there to keep it safe; an informal word.

مترادف و متضاد

پنهانگاه (اسم)
stash, hide-out

ذخیره کردن (فعل)
stock, lay in, hoard, store, stash, lay by

انباشتن (فعل)
assemble, accumulate, stack, fill, stuff, cumulate, hoard, bulk, agglomerate, hill, garner, stash, stow

انبار کردن (فعل)
stock, store, barn, garner, stash, warehouse, yard, ensile

جملات نمونه

1. the police discovered a stash of old coins in a well
پلیس تعدادی سکه ی قدیمی نهفته در یک چاه را پیدا کرد.

2. In the basement there's no room to stash.
[ترجمه ترگمان]تو زیرزمین جایی برای انبار کردن نیست
[ترجمه گوگل]در زیرزمین هیچ جای خالی وجود ندارد

3. Police discovered a large stash of drugs while searching the house.
[ترجمه National Socialist] پلیس انبار بزرگی از مواد مخدر را در هنگام جست و جوی خانه کشف کرد
[ترجمه ترگمان]پلیس یک مقدار زیادی مواد مخدر در حین جستجوی خانه کشف کرده است
[ترجمه گوگل]پلیس کشف مواد مخدر بزرگ در هنگام جستجو در خانه

4. A large stash of drugs had been found aboard the yacht.
[ترجمه ترگمان]یه انبار مواد مخدر توی کشتی پیدا شده
[ترجمه گوگل]یک قایق بزرگ از مواد مخدر در قایق بادبانی پیدا شده است

5. You can stash your gear in here.
[ترجمه ترگمان] می تونی وسایلت رو اینجا جمع کنی
[ترجمه گوگل]شما می توانید دنده خود را در اینجا ببندید

6. They discovered a stash of money hidden at the back of a drawer.
[ترجمه ترگمان]اونا یه انبار پول در پشت یه کشو پیدا کردن
[ترجمه گوگل]آنها کشویی از پول پنهان در پشت یک کشو را کشف کردند

7. Stash a plastic spray bottle with a mixture of bleach and water under the sink.
[ترجمه ترگمان]یک بطری اسپری پلاستیک با مخلوطی از سفید کننده و آب زیر سینک تخلیه کنید
[ترجمه گوگل]یک بطری اسپری پلاستیکی را با مخلوطی از سفید کننده و آب زیر سینک جدا کنید

8. He would pull over later and stash the manual in the compartment beneath the battery.
[ترجمه ترگمان]او بعدا خودش را جمع و جور می کرد و در کوپه را زیر باتری ذخیره می کرد
[ترجمه گوگل]او بعدا می کشید و کتابچه را در محفظه زیر باتری قرار داد

9. What's the most startling stash you've found in some one's house?
[ترجمه ترگمان]- عجیب ترین جایی که تو خونه یکی پیدا کردی چیه؟
[ترجمه گوگل]یکی از دلایل شگفت انگیزی که در خانه یکی از آنها پیدا کرده اید چیست؟

10. Somewhere around there she can stash Jamie's things.
[ترجمه ترگمان]یه جایی اون اطراف میتونه وسایل جیمی رو قایم کنه
[ترجمه گوگل]جایی در اطراف او می تواند چیزهای جیمی را خفه کند

11. Stash old plastic or paper shopping bags near the rubbish or garbage bin and then you can re-cycle them as bin liners.
[ترجمه ترگمان]کیسه های پلاستیکی قدیمی یا کیسه های خرید کاغذ را در کنار زباله ها یا سطل آشغال قرار دهید و سپس می توانید آن ها را به عنوان bin در نظر بگیرید
[ترجمه گوگل]بسته های پلاستیکی یا کاغذی قدیمی را در نزدیکی زباله یا سطل زباله قرار دهید و سپس می توانید آنها را به عنوان حلقه های مجدد بچرخانید

12. Where did you stash the drugs?
[ترجمه ترگمان]مواد رو از کجا قایم کردی؟
[ترجمه گوگل]کجا مواد مخدر را ترک کردید؟

13. His pocketed stash of newspaper clippings apparently fuelled vivid conversations.
[ترجمه ترگمان]پولی که در جیب داشت ظاهرا به حرف های واضح و واضح آن ها دامن زده بود
[ترجمه گوگل]نشانه های او از برداشت های روزنامه ها، ظاهرا مکالمات زنده را پرورش دادند

14. The latter grudgingly handed over a stash of notes.
[ترجمه ترگمان]شاهزاده با بی میلی مقداری یادداشت به دست او داد
[ترجمه گوگل]دومی به زحمت یک رکورد یادداشت ها را تحویل داد

15. It's not as if there was a stash of notes that he could extort from Stone and take away with him.
[ترجمه ترگمان]انگار یک انبار پر از یادداشت بود که او می توانست از استون اخاذی کند و با او از آنجا بیرون برود
[ترجمه گوگل]این به آن معنا نیست که یک یادداشتی وجود داشته باشد که بتواند از سنگ برکنار شود و با او کنار بیاید

He had stashed his money under a tree.

پول‌های خود را زیر درختی قایم کرده بود.


The police discovered a stash of old coins in a well.

پلیس تعدادی سکه‌ی قدیمی نهفته در چاهی را پیدا کرد.


پیشنهاد کاربران

( غیررسمی ) مواد ( معمولاً به مقداری برایِ استفاده شخصی اشاره داره )

Stash:
( اصطلاح کف خیابونی ) مواد مخدر ( برای استفاده شخصی )


Australian slang:👇👇👇
Cache of drugs for personal use


Eg: I want my stash, locke.
لاک، من موادم رو میخوام.

مواد نمیشه گفت در اصل مخفی کردن
why u try to stash the drug



مخفیگاه
مخفی کردن

. Save sth. =Stash sth

برای استفاده در آینده در یه جای مخفی ذخیره کردن،
to hoard
to stockpile,
to store away
Save up for future use
stow away to use it later
مخفیانه نگهداری کردن
to put in a hidden or secret place
( noun ) چیزای ارزشمند یا غیر قانونی که یه جا مخفی و نگهداری شده: مثل پول، مواد، اسلحه و . . .

اصطلاحی منطقه ای برای مخفیگاه مواد مخدر یا خود دارو و مواد

در جیب لباس قرار دادن


جاساز کردن

احتکار


کلمات دیگر: