( Cause problem ( from cambridge dictionary
catch up with sb
پیشنهاد کاربران
دنبال کسی رفتن و بهش رسیدن
مثال
Drive fast! They are catching up with us
تندتر رانندگی کن !اونها دارن بهمون میرسن
مثال
Drive fast! They are catching up with us
تندتر رانندگی کن !اونها دارن بهمون میرسن
رسیدن به دیگران ( که در سطح بالاتری هستند )
گرفتن دیگران ( رسیدن به سطح دیگران )
گرفتن دیگران ( رسیدن به سطح دیگران )
۱ ) مچ کسی را گرفتن
they had been selling stolen cars for years before the police caught up with them =
پیش از آن که پلیس مچشان را بگیرد سال ها داشتند خودروهای سرقتی می فروختند
۲ ) دامن کسی را گرفتن
his lies will catch up with him one day= دروغ هایش روزی دامنش را خواهد گرفت
catch up PHRASAL VERB
to talk to someone you have not seen for some time and find out what they have been doing
با کسی برخورد کردن/ صحبت کردن
to talk to someone you have not seen for some time and find out what they have been doing
با کسی برخورد کردن/ صحبت کردن
صحبت کردن با کسی که مدتیه ندیدین و میفهمین تو این مدت چکارهایی میکرده
ینی به دنبال کسی رفتن یا به کسی ملحق شدن در راه
you two go on , we'll catch up with you as soon as we can
شما دوتا برید ما هر چه زودتر به شما ملحق میشیم
you two go on , we'll catch up with you as soon as we can
شما دوتا برید ما هر چه زودتر به شما ملحق میشیم
when you catch up with sb , you see sb or keep in touch with sb again after a period of time
کلمات دیگر: