کلمه جو
صفحه اصلی

suppressive


معنی : جلوگیری کننده، فرونشاننده، موقوف سازنده
معانی دیگر : suppressor جلوگیری کننده

انگلیسی به فارسی

( suppressor ) جلوگیری کننده، فرونشاننده، موقوف سازنده


انگلیسی به انگلیسی

• tending to suppress, restraining, repressing, subduing

مترادف و متضاد

جلوگیری کننده (صفت)
prohibitive, preventative, preventive, suppressive, prohibitory

فرونشاننده (صفت)
suppressive

موقوف سازنده (صفت)
suppressive

جملات نمونه

1. The mass of one of these suppressive black holes has recently been measured using radio astronomy.
[ترجمه ترگمان]جرم یکی از این حفره های سرکوبگر، به تازگی با استفاده از ستاره شناسی رادیو اندازه گیری شده است
[ترجمه گوگل]توده ی یکی از این سیاه چاله های سرکوبگر اخیرا با استفاده از نجوم رادیو اندازه گیری شده است

2. The epidemic characteristics of differentiated thyroid cancer(DTC)are changing, thyrotropin(TSH)suppressive therapy is also improving in recent years.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های اپیدمی سرطان تیروئید متمایز (DTC)در حال تغییر هستند، therapy ((TSH)نیز در سال های اخیر بهبود یافته است
[ترجمه گوگل]ویژگی های اپیدمی سرطان ترویج متفاوتی (DTC) در حال تغییر است، درمان سرکوبگر تریروتروپین (TSH) نیز در سال های اخیر بهبود یافته است

3. Objective To probe the suppressive effect of pokeweed antiviral protein (PAP) on HCV replication.
[ترجمه ترگمان]هدف بررسی اثر سرکوب کننده پروتئین ضد ویروس pokeweed (PAP)بر روی تکرار HCV است
[ترجمه گوگل]هدف بررسی اثرات سرکوب کننده پروتئین ضد ویروسی pokeweed (PAP) بر تکرار HCV

4. In the rhetoric of Scientology, "suppressive persons"—or S.
[ترجمه ترگمان]در بیان ساینتولوژی \"suppressive\" یا S
[ترجمه گوگل]در شعر ساینتولوژی، 'افراد سرکوبگر' یا 'س'

5. Suppressive role of tolerant spleen cells adoptively transferred in vivo and in vitro was tested by DTH and MLR. Meanwhile the role of T cells clonal anergy was also detected.
[ترجمه ترگمان]نقش suppressive سلول های تحمل پذیر طحال که در شرایط ازمایشگاهی و در شرایط آزمایشگاهی منتقل شد، توسط DTH و MLR مورد آزمایش قرار گرفت در این میان نقش سلول های T کلونی ها نیز شناسایی شد
[ترجمه گوگل]نقش سرکوب کننده سلول های طحال تحمل پذیر توسط ویتامین D در داخل و خارج از بدن توسط DTH و MLR مورد آزمایش قرار گرفت در عین حال نقش آنرژی کلونال T-سلولی نیز شناسایی شد

6. The results indicate that the sleep- suppressive effects induced by inhibition of nitric oxide synthase may be mediated via the activition of 5-HT neurons in the dorsal raphe nucleus.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که تاثیرات sleep ناشی از مهار of اکسید نیتریک می تواند از طریق نورون های ۵ ۵ - حزب التحریر در هسته raphe پشتی ایجاد شود
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که اثرات سرکوب کننده خواب ناشی از مهار سنتاز اکسید نیتریک می تواند از طریق فعال سازی نورون های 5-HT در هسته ریف پشتی متمرکز شود

7. These results suggested that functionary mechanisms of the suppressive hyperglycemic effect of tea polysaccharides may be induced by controlling the activities of sucrase and maltase.
[ترجمه ترگمان]این نتایج حاکی از آن است که مکانیسم های functionary of suppressive ناشی از tea [ polysaccharides ] می تواند با کنترل فعالیت های sucrase و maltase ایجاد شود
[ترجمه گوگل]این نتایج نشان می دهد که مکانیسم های عملکرد اثر هیپرگلیسمی سرکوب کننده پلی ساکارید های چای ممکن است با کنترل فعالیت های سوکروز و مالتاز ایجاد شود

8. Artificial cultivated Calcuius bovis (ACCB)showed a marked suppressive effect on the mouse's ear odema induced by croton oil and on the rat's hind paw odema induced by carrageenin.
[ترجمه ترگمان]Calcuius مصنوعی مصنوعی (ACCB)یک اثر سرکوب کننده علامت گذاری شده بر روی گوش موش، القا شده توسط روغن croton و پنجه پای موش که توسط carrageenin القا شده بود، نشان داد
[ترجمه گوگل]مصنوعی کشت شده Calciius bovis (ACCB) اثرات سرکوبگرانه ای را بر روی اندام گوش موش های ناشی از روغن کرتون و بر روی اندام پاها اندام موش صحرایی القا شده توسط کاراژینین نشان داد

9. Door gunners also provide suppressive fire when inserting or extracting troops from hot landing zones.
[ترجمه ترگمان]همچنین gunners در هنگام قرار دادن یا استخراج نیروی نظامی از مناطق فرود داغ، آتشی افروختند
[ترجمه گوگل]در هنگام ورود یا استخراج سربازان از ناحیه های فرود گرم، آتش نشانی های آتش سوزی آتش را نیز فراهم می کند

10. The suppressive effect of lymphocyte chalone on graft-versu3-host disease was investigated on the GVHD model in mice.
[ترجمه ترگمان]اثر سرکوب کننده of chalone بر روی بیماری graft - versu۳ - میزبان در مدل GVHD در موش ها بررسی شد
[ترجمه گوگل]اثر سرکوب کننده لنفوسیت کالون بر روی بیماری پروتئین پروتئینی 3 بر روی مدل GVHD در موش آزمایش شد

11. Objective : To investigate the suppressive effect of cord blood LAK cells secretory components on E . coli.
[ترجمه ترگمان]هدف: برای بررسی اثر سرکوب کننده استفاده از سلول های مویی cord در سلول های E coli بود
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی اثر سرکوبگری ترکیبات ترشحی سلولهای لکهای خون بند ناف بر روی E کولی

12. The suppressive activity of non - adherent cells ( T cells ) and adherent cells could be detected, too.
[ترجمه ترگمان]فعالیت سرکوب کننده سلول های غیر چسبنده (سلول های T)و سلول های چسبنده نیز ممکن است شناسایی شوند
[ترجمه گوگل]فعالیت سرکوبگر سلولهای غیر سلول (سلول های T) و سلول های دلبستگی نیز می تواند تشخیص دهد

13. The merely period suppressive fire works is while it is accustom on abandoned positions.
[ترجمه ترگمان]تنها زمانی که آتش کار می کند این است که به موضع رها شده عادت دارد
[ترجمه گوگل]آتش سوزی تنها زمانی فعال است که در موقعیت های رها شده است

14. The government used suppressive measures to control the protest.
[ترجمه ترگمان]دولت از اقدامات تلافی جویانه برای کنترل تظاهرات استفاده کرد
[ترجمه گوگل]دولت برای کنترل اعتراضات از اقدامات سرکوبگر استفاده کرد

پیشنهاد کاربران

ممانعت کننده با شده، سرکوب کننده یا شده، کاملا متوقف کننده یا شده. ( کننده یا شده هر دو رو میشه با جمله بندی مناسب به کار بردن و میشه نقش مستقیم فاعلی هم داد با این که پسوندش er , or نیست. )


کلمات دیگر: