استقبال مینماید، درک کردن، تقدیر کردن، قدردانی کردن، احساس کردن، بربهای چیزی افزودن، قدر چیزی را دانستن
appreciated
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
قدر دانی کرد
ارزیابی شده
ارزشمندی
وقتی شما سوالی میپرسید و بقیه جواب میدهند یا کمکت می کنند تو تشکر میکنی
appreciated نوع دیگر تشکر و سپاس گزاری هست
appreciated نوع دیگر تشکر و سپاس گزاری هست
ردیابی
برآورد کردن
برآورد کردن
مثلا: the second point was fully appreciated.
ترجمه: نکته دوم را کاملا گرفتند ( یاد گرفتند ) .
ترجمه: نکته دوم را کاملا گرفتند ( یاد گرفتند ) .
درک کردن، سپاسگزاری کردن
پیشوند ap باعث میشود که فعل یا مفعول تعریف ، ( صفت مثبت یا، رو به رشد و والا ) به خود بگیرد و در این کلمه میتوان به منظور زیل استفاده یا به کار گرفت،
1. سپاس از چیزی یا شخصی
2. ارزشمند شمردن چیزی یا شخصی ( چون پسوند ed دارد، شمرده شده به حساب میرود نه ارزشمند کردن )
3. به اهمیت چیزی و یا شخصی پی بردن، راه یافتن، درک کردن و دانستن
4. بر اورد کردن یا بر اورده شده ی یک چیز یا شخص ( تقریبا همان ارزشیابی و سودمندی انان را میرساند که در اینجا براورد کردن با صفت مثبت به انجام رسیده شده است ) .
1. سپاس از چیزی یا شخصی
2. ارزشمند شمردن چیزی یا شخصی ( چون پسوند ed دارد، شمرده شده به حساب میرود نه ارزشمند کردن )
3. به اهمیت چیزی و یا شخصی پی بردن، راه یافتن، درک کردن و دانستن
4. بر اورد کردن یا بر اورده شده ی یک چیز یا شخص ( تقریبا همان ارزشیابی و سودمندی انان را میرساند که در اینجا براورد کردن با صفت مثبت به انجام رسیده شده است ) .
درک کردن . متوجه شدن . . برای مثال I only really appreciated it when i was older. من درک کردم/ متوجه شدم آن را وقتی من بزرگتر شدم
بالا رفتن ارزش پول ( دلار )
قدردانی کردن
ستوده ، تایید شده، تمجید شده
( برای پوست ) ورانداز شده، بررسی شده، دیده شده
معتبر
تاییدشده
تاییدشده
کلمات دیگر: