کلمه جو
صفحه اصلی

stomach ache


معنی : دل درد، درد معده
معانی دیگر : دل درد، دل درد، درد شکم، درد معده

انگلیسی به فارسی

معده درد، درد معده، دل درد


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: pain in the stomach or abdomen.

• pain in the stomach
if you have a stomach-ache, you have a pain in your stomach.
pain in the belly, pain in the stomach

مترادف و متضاد

دل درد (اسم)
bellyache, stomach ache

درد معده (اسم)
stomach ache, collywobbles

جملات نمونه

1. I've had a stomach ache all morning.
[ترجمه ح] من تمام صبح دل درد داشتم
[ترجمه مارال] من تمام صبح معده درد داشتم
[ترجمه A] من امروز صبح معده درد داشتم
[ترجمه طاها] من تمام صبح درد معدهداشتم
[ترجمه ترگمان]تمام صبح دل درد داشتم
[ترجمه گوگل]من تمام صبح درد معده داشتم

2. I ate too much and got a terrible stomach ache.
[ترجمه Matin] من خیلی خیلی خوردم و دل درد وحشتناکی گرفتم
[ترجمه امیر] من زیادخوردم ودرد معده شدید گرفتم
[ترجمه ترگمان]خیلی خوردم و شکمم درد گرفت
[ترجمه گوگل]من بیش از حد خوردم و درد معده وحشتناکی داشتم

3. Stomach ache is an additional side effect.
[ترجمه سارینا محمدی] من معده درد دارم
[ترجمه به تو چه] درد وحشتناک شکم
[ترجمه np] من دل درد دارم
[ترجمه zahra] من شکم درد دارم
[ترجمه Pariya] من معده درد دارم.
[ترجمه ترگمان]درد شکم یکی از اثرات جانبی اضافی است
[ترجمه گوگل]درد معده یک عارضه اضافی است

4. Daniel's been complaining of a stomach ache for a couple of days.
[ترجمه ترگمان] دنیل \"چند روزه که داره از معده شکایت میکنه\"
[ترجمه گوگل]دانیل چندین روز از درد معده شکایت کرده است

5. If you eat too much candy, a stomach ache will follow.
[ترجمه ترگمان]، اگه زیادی شکلات بخوری درد شکم میاد
[ترجمه گوگل]اگر آب نبات بیش از حد می خورید، درد معده پی خواهید برد

6. After stomach ache root governing skill, duodenum remnant end leakage pathology report: The stomach capital department more ancestor and the Run dry fluid knee is dense.
[ترجمه ترگمان]بعد از درد شکم، مهارت حاکم بر ریشه، باقی مانده گزارش آسیب شناسی نشت را پایان می دهد: بخش پایتخت معده، جد بیشتر و زانوی سیال خشک، متراکم است
[ترجمه گوگل]پس از ریشه درد معده ریشه، ضایعات دوازدهه، نتیجه ناپایداری نشتی باقی مانده دوازدهه، بخش جدایی ناپذیر معده و زانوی مایع خشک، متراکم است

7. Jane stomach ache. So she must take some medicine.
[ترجمه ترگمان]درد شکم جین پس او باید مقداری دارو بخورد
[ترجمه گوگل]جین معده درد پس او باید دارو مصرف کند

8. No. I haven't got a stomach ache.
[ترجمه ترگمان]نه، درد معده ندارم
[ترجمه گوگل]نه من درد معده نداشتم

9. It will serve you right if you get stomach ache after eating all those apples.
[ترجمه ترگمان]اگر بعد از خوردن این سیب ها درد معده را بخواهی، این کار به تو خدمت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]اگر شما پس از غذا خوردن تمام سیب ها به درد معده دچار شوید، به شما کمک خواهد کرد

10. Why Does Mousy Have a Stomach ache?
[ترجمه ترگمان]چرا Mousy درد معده داره؟
[ترجمه گوگل]چرا Mousy درد معده دارد؟

11. They include some of the symptoms of allergy: Disturbances of the stomach and intestinal tract, such as stomach ache.
[ترجمه کاربر] او ( مرد ) دل درد داشت. او به بیمارستان رفت.
[ترجمه ترگمان]آن ها شامل برخی از علائم آلرژی هستند: اختلالات شکم و مجرای روده، مانند درد شکم
[ترجمه گوگل]آنها شامل برخی از علائم آلرژی هستند اختلالات معده و روده، مانند درد معده

12. Buy yourself some candy -- a lot, enough to give you a wonderful stomach ache. "
[ترجمه ترگمان]برای خود مقداری شکلات بخرید، به اندازه کافی خوب است که یک معده عالی به شما بدهد \"
[ترجمه گوگل]برخی از آب نبات خود را خریداری کنید - به اندازه کافی به اندازه کافی برای شما درد معده ای به شما بدهد '

13. Ken : Well, I feel tired, I have a splitting headache and stomach ache.
[ترجمه ترگمان]، خب، احساس خستگی می کنم سردرد و دل درد دارم
[ترجمه گوگل]کن خوب، احساس خستگی می کنم، من سردرد شکافی و درد معده دارم

14. If you swim on a full stomach, you will have stomach ache.
[ترجمه ترگمان]، اگه با شکم پر شنا کنی دل درد داری
[ترجمه گوگل]اگر شما در معده کامل شنا کنید، درد معده خواهید داشت

15. His stomachache has disimproved greatly from too much drinking.
[ترجمه ترگمان]درد معده ش خیلی از مشروب خوردن زیاد شده
[ترجمه گوگل]شکم شکم او به شدت از نوشیدن بیش از حد از بین رفته است

16. I have a stomachache.
[ترجمه ترگمان] من دل درد دارم
[ترجمه گوگل]من درد معده دارم

17. Father doctored me for ordinary stomachache.
[ترجمه ترگمان] پدرم به خاطر شکمم درد میکنه
[ترجمه گوگل]پدر به خاطر عارضه عادی بیمار مرا متهم کرد

18. Henry got a stomachache and asked to be excused.
[ترجمه ترگمان]هنری دل دردی داشت و از او خواست که عذر بخواهد
[ترجمه گوگل]هنری دچار درد شکم شد و خواست که رد شود

19. Tom calls to complain about his stomachache.
[ترجمه ترگمان] تام زنگ میزنه تا از درد شکمش شکایت کنه
[ترجمه گوگل]تام به شکایت در مورد شکم شکمش شکایت می کند

20. Here are three kinds of simple medicines for stomachache.
[ترجمه ترگمان]در اینجا سه نوع داروی ساده برای درده ای مزمن وجود دارد
[ترجمه گوگل]در اینجا سه ​​نوع داروهای ساده برای چاقی شکم وجود دارد

21. The patient's stomachache stopped after he took the medicine.
[ترجمه ترگمان]بعد از اینکه دارو رو برداشت معده بیمار متوقف شد
[ترجمه گوگل]بیمار پس از مصرف دارو، متوقف شد

22. Daniel: My teacher had a sudden stomachache, so the class cut shot.
[ترجمه ترگمان] معلم من یه دفعه دل درد داشت کلاس هم تیر خورد
[ترجمه گوگل]دانیل معلم من یک بیماری ناگهانی شکم داشت، بنابراین کلاس بریده شد

23. Chief symptoms were abdominal distension, stomachache and mass in hypogastric zone.
[ترجمه ترگمان] رئیس علائم درد شکمی، دل درد و حجم زیادی در منطقه \"hypogastric\" داشت
[ترجمه گوگل]علائم اصلی شکم شکمی، چشمی شکم و جرم در ناحیه هیپگوشتیک بود

24. He had a stomachache. He went to the hospital.
[ترجمه ترگمان] درد معده داشت به بیمارستان رفت
[ترجمه گوگل]او درد شکم داشت او به بیمارستان رفت

25. I have a headache and a stomachache.
[ترجمه ترگمان] سرم درد میکنه و دل درد دارم
[ترجمه گوگل]من سردرد و درد شکم دارم

26. This mew medicine has worked wonders for my stomachache.
[ترجمه ترگمان]این داروی ضد عفونی برای معده درد من کار می کنه
[ترجمه گوگل]این دارو برای بیماری معده من کار کرده است

27. I have a headache, and she has a stomachache.
[ترجمه ترگمان]سرم درد میکنه و شکمش درد میکنه
[ترجمه گوگل]من سردرد دارم، و درد معده دارم

28. One day, I have a headache and a stomachache.
[ترجمه ترگمان] یه روز، سرم درد میکنه و دل درد دارم
[ترجمه گوگل]یک روز من سردرد و درد شکم دارم

پیشنهاد کاربران

دل درد

معده درد

معده درد . شکم درد

دل درد
شکم درد
گرفتگی عضلات معده

معده درد - دل درد
❤❤❤

درد در ناحیه ی معده و شکم

شکم درد

سوزش معده

شکم درد - درد شکم و دل و روده

درد دل

در زبان فارسی دل به معنای قلب نیز می دهد پس بهتر است بگوییم شکم درد

معده درد . دل درد ( منظور شکم درد )

دل درد شدید

درد معده و دل درد نیست فقط شکم درد

دل درد شکم درد

من معده درد دارم

معنی به انگلیسی:pain in the stomach or abdomen.


دل درد . شکم درد . معده درد . درد در ناحیه ی شکم . گرفتگی عضلات

درد معده


دل درد
معده درد

دل درد
تلفظ:استومکیک


کلمات دیگر: