کلمه جو
صفحه اصلی

remorselessly


بیرحمانه

انگلیسی به فارسی

بی رحمانه


انگلیسی به انگلیسی

• without compassion, mercilessly, pitilessly, unrelentingly

جملات نمونه

1. There have been record bankruptcies and remorselessly rising unemployment.
[ترجمه ترگمان]ورشکستگی و ورشکستگی در حال افزایش است و بی وقفه در حال افزایش بیکاری است
[ترجمه گوگل]ورشکستگی های ثبت شده و افزایش بیکاری بی رحمانه بوده است

2. They remorselessly beat up anyone they suspected of supporting the opposition.
[ترجمه ترگمان]آن ها به هر کسی که مظنون به حمایت از مخالفان بود، دست زدند
[ترجمه گوگل]آنها بی رحمانه هرکسی را که مشکوک به حمایت از مخالفان بودند، ضرب و شتم کرد

3. The police pursued the criminal remorselessly.
[ترجمه ترگمان]پلیس بی رحمانه تیراندازی را ادامه داد
[ترجمه گوگل]پلیس جنایتکار را بدون هیچ مشکلی دنبال کرد

4. Drugs drove him remorselessly to an early death.
[ترجمه ترگمان]مواد باعث شد که اون به یه مرگ زودرس ادامه بده
[ترجمه گوگل]مواد مخدر او را بی رحمانه به مرگ زوده

5. The sun was glittering remorselessly on rows of white yacht masts at the quayside.
[ترجمه ترگمان]خورشید در کنار بار انداز روی زمین بار انداز ماهر بود
[ترجمه گوگل]خورشید بدون رعب و وحشت در ردیف مستطیل های قایقرانی سفید در ساحل درخشید

6. Scores of rambling and cycling clubs headed remorselessly for the Dales each weekend, come rain or shine.
[ترجمه ترگمان]تعداد زیادی از باشگاه های دوچرخه سواری و دوچرخه سواری در آخر هفته به طور اتوماتیک به سمت the حرکت کردند، به باران آمدند یا برق زدند
[ترجمه گوگل]نمرات باشگاه های رالی و دوچرخه سواری در هر آخر هفته به طور دائمی برای دالیان به سر می برند، باران یا درخشش می آیند

7. But evolution ploughed on remorselessly, enabling only the most adaptable to go on to the next stage.
[ترجمه ترگمان]اما تکامل بر سر راه خود ادامه داد و تنها the را قادر ساخت که به مرحله بعدی برود
[ترجمه گوگل]اما تکامل به طور ناخودآگاه شخم زده شد، و تنها قادر به سازگاری بیشتر برای رفتن به مرحله بعدی بود

8. He knew that time was ticking away remorselessly, though less than half a minute had passed.
[ترجمه ترگمان]می دانست که زمان بی وقفه تیک تاک می کند، هر چند کم تر از نیم دقیقه نگذشته بود
[ترجمه گوگل]او می دانست که زمان بی رحمانه تیک تاک بود، اما کمتر از نیم دقیقه گذشت

9. The sun beat down remorselessly.
[ترجمه ترگمان]آفتاب همچنان بی رحمانه می تپید
[ترجمه گوگل]خورشید بی سر و صدا از بین رفته

10. The direction of rents remains remorselessly upward according to LSL Property Services' buy-to-let index.
[ترجمه ترگمان]جهت اجاره همچنان با توجه به شاخص buy خدمات املاک LSL به سمت بالا باقی می ماند
[ترجمه گوگل]جهت اجاره ها با توجه به شاخص خرید به LSL Property Services، با رکود بی سابقه ای روبه رو می شود

11. Spaces Marines will fight remorselessly to recovery a damaged or destroyed Dreadnought from the battlefield.
[ترجمه ترگمان]نیروی دریایی فضاهای خالی برای بازسازی یک dreadnought آسیب دیده یا تخریب شده از میدان جنگ، به مبارزه خود ادامه خواهند داد
[ترجمه گوگل]فضاهای تفنگداران دریایی به طور ناگهانی به بهبود Drednought آسیب دیده و یا نابود شده از میدان جنگ مبارزه می کنند

12. These models remorselessly comb the markets for arbitrage opportunities.
[ترجمه ترگمان]این مدل ها با استفاده از این مدل ها بازار را برای فرصت های سودآوری شانه می کنند
[ترجمه گوگل]این مدل ها به طور ناگهانی بازار فرصت های داوری را شانه می کنند

13. Jaq noted how wistfully Grimm regarded what he rated as gourmet ambrosia disappearing into the monster's maw remorselessly.
[ترجمه ترگمان]گریم به این نکته اشاره کرد که چطور گریم به آنچه او به عنوان gourmet ambrosia در نظر گرفته بود نگاه کرد که در آغوش آن هیولا ناپدید شد
[ترجمه گوگل]Jaq اشاره کرد که چگونه گرانبها Grimm در نظر گرفته شده است که او به عنوان bourgeois ambrosia به نظر می رسد ناپدید شدن به سرزمین هیولا بدون سر و صدا

14. It will lecture on disinterested purity while its neck is being remorselessly twisted toward a skirt.
[ترجمه ترگمان]در حالی که گردنش مثل یک دامن به هم پیچیده است، این سخنرانی در کمال خلوص و disinterested سخنرانی خواهد کرد
[ترجمه گوگل]آن را به خلوص بی طرفانه سخنرانی در حالی که گردن خود را به طور ناخودآگاه به سمت دامن پیچ خورده است

پیشنهاد کاربران

بی پشیمانی


کلمات دیگر: