کلمه جو
صفحه اصلی

syrupy


معنی : شربتی، شد دار
معانی دیگر : شربت مانند، شیره مانند، چسبناک، sirupy شربتی، شهددار

انگلیسی به فارسی

( sirupy ) شربتی، شهددار


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having the sweetness or consistency of syrup.
مشابه: mushy

(2) تعریف: of language, music, or the like, very sentimental; cloying.
مشابه: sweet

• sweet, having the flavor of syrup; having the consistency of syrup, thick, viscous
a syrupy liquid is sweet or thick like syrup.
you can describe behaviour as syrupy when it is sentimental in an irritating way.

مترادف و متضاد

شربتی (صفت)
syrupy

شد دار (صفت)
syrupy

جملات نمونه

1. Heat the liquid until it is thick and syrupy.
[ترجمه ترگمان]حرارت مایع را تا وقتی که غلیظ و غلیظ شود
[ترجمه گوگل]مایع را تا زمانی که ضخیم و شربت است، حرارت دهید

2. It was syrupy but it worked, though Davis feared that releasing the song as a single would kill his career.
[ترجمه ترگمان]هر چند دیویس می ترسید که انتشار این آهنگ به عنوان یک تک آهنگ، شغلش را بکشد
[ترجمه گوگل]این شربت بود اما کار می کرد، گرچه دیویس ترس داشت که انتشار این آهنگ به عنوان یک تک کارش را از بین ببرد

3. As for sugary desserts, avoid syrupy puddings, mousses, gateaux and most pastries.
[ترجمه ترگمان]همانند دسرهای شیرین، از puddings، mousses، gateaux و بسیاری شیرینی خودداری کنید
[ترجمه گوگل]همانطور که برای شیرینی دسر، اجتناب از puddings شربت، موز، دروازه و بسیاری از شیرینی

4. Candied yams Cajuns love to eat these syrupy yams with baked ham which are popular at Thanksgiving.
[ترجمه ترگمان]سیب زمینی هندی دوست داره که این سیب زمینی خوش مزه رو با گوشت پخته بخوره که در عید شکرگزاری محبوب هستن
[ترجمه گوگل]شیرینی یام Cajuns دوست دارد برای خوردن این یام های شربت با پخته شده ژامبونا که محبوب در شکرگزاری هستند

5. Although his ads can seem syrupy sweet, Riney himself has a mercurial temper.
[ترجمه ترگمان]اگر چه آگهی های وی به طور آبکی و شیرین به نظر می رسند، اما خود Riney خلق و خویی mercurial دارد
[ترجمه گوگل]اگرچه تبلیغاتش می تواند شیرین شراب باشد، Riney خود را دارای حالت جیوه ای است

6. They had a light syrupy taste, so addictive that she soon forgot her suffering.
[ترجمه ترگمان]آن ها طعمی غلیظ داشت، چنان که به زودی رنج خود را از یاد برد
[ترجمه گوگل]آنها یک طعم شربت نازک داشتند، بنابراین اعتیاد آور بود که او به زودی رنجش را فراموش کرد

7. The sauce should have a syrupy consistency. Add cream and simmer over low heat for to 10 minutes.
[ترجمه ترگمان]سس باید به صورت شهد چسبیده باشد خامه اضافه کنید و به مدت ۱۰ دقیقه با حرارت کم بجوشانید
[ترجمه گوگل]سس باید انسداد شربت داشته باشد کرم را به مدت 10 دقیقه بگذارید تا روی حرارت کم بگذارید

8. She could even hear background music, syrupy and soothing, in her head.
[ترجمه ترگمان]او حتی می توانست موسیقی پس زمینه، شهد و آرامش را در سرش بشنود
[ترجمه گوگل]او حتی می توانست در موسیقی او موسیقی پسزمینه، شربت و آرام بخش را بشنود

9. The sauce should have a syrupy consistency.
[ترجمه ترگمان]سس باید به صورت شهد چسبیده باشد
[ترجمه گوگل]سس باید انسداد شربت داشته باشد

10. NREL uses syrupy liquids which contain salty desiccants to soak up the humidity.
[ترجمه ترگمان]NREL از مایعات شهد چسبیده استفاده می کند که حاوی desiccants شور است تا رطوبت را خیس کند
[ترجمه گوگل]NREL از مایعات نوشیدنی استفاده می کند که حاوی رقیق کننده های شور هستند تا رطوبت را جذب کنند

11. Some insist that this syrupy sugar alcohol, a byproduct of ethanol fermentation, is as important to a wine's mouthfeel (texture) as ethanol itself.
[ترجمه ترگمان]برخی اصرار دارند که این الکل شهد چسبیده به الکل، محصول جانبی تخمیر اتانول، به اندازه خود اتانول حایز اهمیت است (بافت)
[ترجمه گوگل]برخی اصرار دارند که این الکل قند شربت، یک محصول جانبی فرآوری اتانول، به عنوان یک ماده غذایی برای شراب به عنوان اتانول نیز اهمیت دارد

12. It is yellowish, almost odourless, syrupy and hydroscopic liquid with a mild taste .
[ترجمه ترگمان]مایل به زردی است، تقریبا odourless، غلیظ و چسبناک با طعم ملایم
[ترجمه گوگل]مایع زرد و تقریبا بی بو، شربت و مایع هیدروسکوپی با طعم ملایم است

13. It may get syrupy, so watch out.
[ترجمه ترگمان] ممکنه چسبناک باشه، پس مراقب باش
[ترجمه گوگل]ممکن است شربت ایجاد شود، پس مراقب باشید

14. Pour juice mixture into skillet, and boil until syrupy, about 1 minute.
[ترجمه ترگمان]مخلوط آب را در ماهی تابه بریزید و تا ظرف ۱ دقیقه بجوشانید
[ترجمه گوگل]مخلوط آب را به اسفناج اضافه کنید و تا زمانی که شربت نباشد، حدود 1 دقیقه جوشید

پیشنهاد کاربران

غلیظ ، لزج، ویسکوز
syrupy solution محلول غلیظ یا ویسکوز


کلمات دیگر: