کلمه جو
صفحه اصلی

creak


معنی : صدای لولای روغن نخورده، جیرجیرکفش، شکوه و شکایت کردن، صدای غوک دراوردن، غژغژ کردن
معانی دیگر : (صدایی مانند صدای لولای دری که روغن نخورده) غژغژ، جیرجیر، جیرونگ، جیرونگ کردن

انگلیسی به فارسی

صدای غوک درآوردن، شکوه و شکایت کردن، غژغژ کردن، صدای لولای روغن نخورده، جیرجیر کفش


خندیدن، صدای لولای روغن نخورده، جیرجیرکفش، شکوه و شکایت کردن، صدای غوک دراوردن، غژغژ کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: creaks, creaking, creaked
• : تعریف: to make, or move with, a grating or squeaking noise, as a chair under the stress of a person's weight.
مترادف: grate, rasp, squeak
مشابه: scrape, screech

- We heard the old stairs creak as she tried to sneak up to her room.
[ترجمه علیرضا زواتی توپا ابراهیمی] ما صدای جیر جیر راهپله قدیمی رو شنیدیم زمانی که او خواست یواشکی بره توی اتاقش.
[ترجمه ترگمان] همچنان که سعی می کرد دزدکی به اتاقش برود، صدای پله های قدیمی را شنیدیم
[ترجمه گوگل] وقتی سعی کرد به اتاقش دزدکی حرکت کند، پله های قدیمی را می شنید
- Her bones creak when the weather is cold and damp.
[ترجمه M.m] وقتی هوا سرد و مرطوبه استخوانهاش صدا میکنه .
[ترجمه ترگمان] وقتی هوا سرد و مرطوب است، استخوان هایش خرد می شوند
[ترجمه گوگل] وقتی که آب و هوای سرد و مرطوب است، استخوان هایش پاره می شود
- The chair creaked when he sat down on it.
[ترجمه ترگمان] وقتی روی آن نشست، صندلی صدا کرد
[ترجمه گوگل] صندلی وقتی که بر روی آن نشست، خفه شد
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to cause to emit a grating or squeaking sound.
مترادف: grate
مشابه: rasp, screech, squeak

- He creaked the old door open.
[ترجمه ترگمان] در باز شد و در باز شد
[ترجمه گوگل] او درب را باز کرد
اسم ( noun )
• : تعریف: a grating or squeaking sound, as of unlubricated machinery parts rubbing against each other.
مترادف: scrape, scratch, squeak
مشابه: grind, groan, rasp, screech

- We heard the creak of the old water pump.
[ترجمه ترگمان] صدای غژغژ پمپ آب قدیمی را شنیدیم
[ترجمه گوگل] ما صدای پمپ آب قدیم را شنیدیم

• squeak, harsh grating noise
squeak, make a harsh grating noise
if something creaks, it makes a harsh sound when it moves or when you put weight on it. verb here but can also be used as a count noun. e.g. there were odd creaks from the staircase. the creak of the mattress did not wake her.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] غژغژ - ناله

مترادف و متضاد

صدای لولای روغن نخورده (اسم)
creak

جیرجیرکفش (اسم)
creak

شکوه و شکایت کردن (فعل)
beef, creak

صدای غوک دراوردن (فعل)
creak

غژغژ کردن (فعل)
whir, creak, whiz, whirr, whizz

grind, grate with high noise


Synonyms: chirr, crepitate, groan, rasp, scrape, scratch, screech, sound, squeak, squeal


جملات نمونه

1. the creak of the cart's wheels
جیرونگ چرخ های گاری

2. She heard a floorboard creak upstairs.
[ترجمه ترگمان]صدای جیر جیر جیر جیر در طبقه بالا به گوش رسید
[ترجمه گوگل]او یک طبقه ی کوه یخ را در طبقه ی بالا شنیده بود

3. The gate gave a loud creak as he pushed it open.
[ترجمه ترگمان]در باز شد و در باز شد
[ترجمه گوگل]دروازه آن را با صدای بلند تکان داد و آن را باز کرد

4. The timbers groan and creak and the floorboards shift.
[ترجمه ترگمان]خر خر خر می کند و غژغژ می کند و کف اتاق به هم می خورد
[ترجمه گوگل]چوب شمشیر و خراش و کف پوش تغییر می کند

5. I heard the floorboards creak as he crept closer.
[ترجمه ترگمان]وقتی نزدیک تر خزید، صدای غژغژ کف اتاق را شنیدم
[ترجمه گوگل]همانطور که او نزدیکتر شد، شنیده می شود که کفپوش های کریستین

6. I heard a creak on the stairs.
[ترجمه ترگمان]از پله ها صدای پایی شنیدم
[ترجمه گوگل]صدای خندیدن روی پله ها را شنیدم

7. They listened anxiously to every rattle and creak in the house.
[ترجمه ترگمان]با نگرانی به همه صداها گوش می دادند و در خانه صدا می کردند
[ترجمه گوگل]آنها به طرز وحشیانه ای گوش فرا دادند و در خانه گریه می کردند

8. The gate swung open with a creak.
[ترجمه ترگمان]دروازه با صدای غژغژی باز شد
[ترجمه گوگل]دروازه با یک خندیدن باز می شود

9. The creak and click of door and padlock roused Midnight.
[ترجمه ترگمان]صدای غژغژ و بسته شدن در و قفل در نیمه شب را بیدار کرد
[ترجمه گوگل]خندیدن و کلیک روی درب و قفل، نیمه شب را خاموش کرد

10. There was a rattle and a creak from behind me.
[ترجمه ترگمان]صدای ناله و صدایی از پشت سرم به گوش رسید
[ترجمه گوگل]از پشت سر من یک تند و خیز بود

11. Some of the floorboards are loose and they creak when you walk on them.
[ترجمه ترگمان]بعضی از the شل می شوند و وقتی روی آن ها حرکت می کنید غژغژ می کنند
[ترجمه گوگل]بعضی از کفپوش ها شل هستند و زمانی که شما بر روی آنها راه می روید، آنها خفه می شوند

12. The only sound was the creak of a sign swinging in the wind.
[ترجمه ترگمان]تنها صدایی که به گوش می رسید صدای غژغژ علامتی بود که در باد تاب می خورد
[ترجمه گوگل]صدای تنها صدای یک نشانه نوسان در باد بود

13. Don't creak the door.
[ترجمه ترگمان]در رو باز نکن
[ترجمه گوگل]درب را خراشیده نکن

14. Some vague sound had alarmed her - a creak, a footstep, maybe even a door handle turning.
[ترجمه ترگمان]صدای مبهمی او را نگران کرده بود، صدای پایی بود، صدای پایی، یا حتی در یک در
[ترجمه گوگل]صدای مبهم او را نگران کرده بود - یک لقمه، یک پا، شاید حتی دستگیره درب

15. Why did his knees creak like a garden gate when he sat down beside her?
[ترجمه ترگمان]چرا وقتی کنار او نشست زانوهایش مثل یک دروازه باغ به صدا در آمد؟
[ترجمه گوگل]چرا زانوها او مانند دروازه باغ، وقتی که در کنار او نشسته، زل زده بودند؟

the creak of the cart's wheels

جیرونگ چرخ‌های گاری


The cellar door creaked open.

در سردابه جیرونگ‌کنان باز شد.


پیشنهاد کاربران

صدای جیر جیر دادن ( موقع راه رفتن یا نشستن روی وسایل چوبی یا قدیمی: تخت ، در، مبل، کف اتاق )

قله ای در قطب جنوب


کلمات دیگر: