راه راه، پارچه راه راه، خط، خط راه راه، یراق، باریکه، مارک، درجه نظامی، پاگون، خش، خط خطی کردن، راه راه کردن، تازیانه زدن
stripes
انگلیسی به فارسی
جملات نمونه
1. stripes make her taller
(طرح) راه راه،او را بلندتر می نماید.
2. alternate stripes of white and red
نواره های یک در میان سفید و قرمز
3. how many stripes are there on a sergeant's sleeve?
روی آستین یک گروهبان چند نواره وجود دارد؟
4. a tiger's black stripes
راه راه های سیاه پلنگ
5. athletes of various stripes
انواع مختلف ورزشکاران
6. he was given fifty stripes
به او پنجاه ضربه شلاق زدند.
7. a fish with yellow longitudinal stripes
یک ماهی با خطوط راه راه زرد و طولی
8. a white table-cloth with yellow stripes
یک رومیزی سفید با راه راه های زرد
9. the flag had blue and gold stripes
پرچم دارای نوارهای آبی و طلایی بود.
پیشنهاد کاربران
راه راه
مثل بدن ببر یا گورخر
مثل بدن ببر یا گورخر
یعنی یک در میان ، راه راه
ببر راه راه سیاه دارد
راه راه
Hello every body the meaning of stripes is like tiger or like some people clothes
معنی=یکی در میان یا راه راه
نوارها
کلمات دیگر: