کلمه جو
صفحه اصلی

storeroom


معنی : انبار، مخزن، انبار کالا
معانی دیگر : انباری، پستو، صندوق خانه، انبار خانگی

انگلیسی به فارسی

( storehouse ) انبار، مخزن، انبار کالا


انبار، مخزن، انبار کالا


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a storage room for inventory, supplies, or equipment.

• room in which goods and materials are stored
a store-room is a room in which you keep things until they are needed.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] جای انبار کردن
[ریاضیات] انبار، انبار کالا، مخزن

مترادف و متضاد

انبار (اسم)
lodge, store, agglomeration, tender, seraglio, cellar, storeroom, storehouse, repository, arsenal, garner, depot, sluice, repertory, clearing house, depository, thesaurus, entrepot, stockroom, godown

مخزن (اسم)
store, reservoir, storeroom, storehouse, repository, pool, cache, warehouse, depot, tank, storage, repertory, fount, magazine, watering place, depository, fountain, stank, wareroom

انبار کالا (اسم)
storeroom, storehouse, warehouse, storage, entrepot, stockroom, wareroom

repository


Synonyms: archive, arsenal, cellar, depository, depot, granary, magazine, safe, silo, stockroom, storage place, storehouse, vault, warehouse


جملات نمونه

1. the white cat moused in the storeroom
گربه ی سفید در انبار موش می گرفت.

2. A security guard surprised the burglars in the storeroom.
[ترجمه 😊😎😛😝💜😉] یک نگهبان امنیتی سارقان را در انبارغافلگیر کرد
[ترجمه ترگمان]یک نگهبان امنیتی، دزدها را در انبار غافلگیر کرد
[ترجمه گوگل]یک نگهبان امنیتی سرقتان را در انبار شگفت زده کرد

3. Ten minutes later she reappeared from the storeroom holding the paint.
[ترجمه ترگمان]ده دقیقه بعد از انبار بیرون آمد و نقاشی را در دست گرفت
[ترجمه گوگل]ده دقیقه بعد از ظروف نگهداری رنگ دوباره ظاهر شد

4. He did sometimes stay in the storeroom and check the day's accounts.
[ترجمه ترگمان]او گاهی در انبار می ماند و حساب روز را چک می کرد
[ترجمه گوگل]او بعضی اوقات در انبار نگهداری می شود و حساب های روز را بررسی می کند

5. She turned and went into a storeroom and returned with a large cucumber.
[ترجمه ترگمان]برگشت و به انبار رفت و با یک خیار بزرگ برگشت
[ترجمه گوگل]او تبدیل شد و به یک انبار رفت و با خیار بزرگ برگشت

6. Across the hall in a crowded storeroom not much bigger than an average-size office, 3other plastic-wrapped caskets are stacked.
[ترجمه ترگمان]در آن سوی راهرو در یک انبار شلوغ که بزرگ تر از یک دفتر متوسط نبود، سه تابوت پلاستیکی دیگر پوشیده شده بودند
[ترجمه گوگل]در سراسر سالن در یک انبار شلوغ خیلی بزرگتر از یک دفتر متوسط ​​است، 3 صندلی دیگر بسته بندی پلاستیکی انباشته شده است

7. He ran downstairs and saw the storeroom was on fire.
[ترجمه ترگمان]به طبقه پایین دوید و دید که انبار آتش گرفته است
[ترجمه گوگل]او در طبقه پایین راه افتاد و متوجه شد که انبار در آتش است

8. One morning an employee walked into the storeroom, and there was old Francis.
[ترجمه ترگمان]یک روز صبح یکی از کارمندان به انبار رفت و فرانسوا پیر شد
[ترجمه گوگل]یک صبح یک کارمند به طبقه انبار رفت و فرانسیس قدیمی بود

9. When open, the garage is an unsightly storeroom.
[ترجمه ترگمان]وقتی که باز شد، گاراژ یه انبار unsightly
[ترجمه گوگل]هنگامی که باز می شود، گاراژ یک انبار نامناسب است

10. They're kept for scholars in a storeroom.
[ترجمه ترگمان]آن ها برای دانشوران در یک انبار نگهداری می شدند
[ترجمه گوگل]آنها برای محققان در یک انبار نگهداری می شوند

11. The storeroom held the trunks and other household stuff.
[ترجمه ترگمان]انبار وسایل و وسایل خانه را نگه داشتند
[ترجمه گوگل]انبار حاوی تنه و سایر وسایل خانگی بود

12. They decided to turn the shelter into a storeroom.
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفتند به انبار پناه ببرند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند پناهگاه را به یک انبار تبدیل کنند

13. Morrison stepped discreetly into a small storeroom where Chief Torpedoman Darrell Garrett greeted him with a paper cup filled with gilley, a fiery red liquid.
[ترجمه ترگمان]موریسون با احتیاط به یک انبار کوچک که در آن رئیس بزرگ Torpedoman بود قدم گذاشت و با یک فنجان چای که پر از gilley بود، یک مایع سرخ آتشین به او خوشامد گفت
[ترجمه گوگل]موریسون به طور مخفیانه به یک انبار کوچک رفت و جایی که جیمز دورتل گرت، سرپرست Torpedoman، او را با یک فنجان کاغذی پر از گیللی، یک مایع قرمز آتشین، به او ملاقات کرد

14. He returned to the storeroom and closed the door after him.
[ترجمه ترگمان]به انبار بازگشت و در را پشت سرش بست
[ترجمه گوگل]او به انبار برگشت و درب را بعد از او بست

15. The storeroom was choked with furniture.
[ترجمه ترگمان]انبار پر از اسباب و اثاث بود
[ترجمه گوگل]انبار با مبلمان خیس شد

پیشنهاد کاربران

انباری

اتاق جمع آوری وسایل

انباری یا اتاق انبار


کلمات دیگر: