کلمه جو
صفحه اصلی

suds


معنی : کف صابون، اب صابون
معانی دیگر : آبگونه ی کف دار، آب کف آلود، کف، (خودمانی) آبجو

انگلیسی به فارسی

اب صابون، کف صابون


پودر، کف صابون، اب صابون


انگلیسی به انگلیسی

اسم جمع ( plural noun )
(1) تعریف: water mixed with soap or detergent, or the foam that is thus created; soapsuds.

(2) تعریف: (slang) beer.

• soapy water; soap bubbles, foam, soapsuds; beer (slang)
suds are the bubbles produced when soap is mixed with water.

دیکشنری تخصصی

[نساجی] کف صابون - آب صابون

مترادف و متضاد

کف صابون (اسم)
lather, suds, soapsuds

اب صابون (اسم)
suds

جملات نمونه

1. She was up to her elbows in suds.
[ترجمه ترگمان]با کف صابون روی آرنج هایش تکیه داده بود
[ترجمه گوگل]او تا آرنج خود را در سد قرار داده بود

2. He had soap suds in his ears.
[ترجمه ترگمان]کف گوشش کف صابون بود
[ترجمه گوگل]او صابون در گوشش داشت

3. Crawford scooped up the suds in his hands and put them back in the machine - through the open door.
[ترجمه ترگمان]کرافرد کف صابون را جمع کرد و آن ها را در ماشین گذاشت - از در باز
[ترجمه گوگل]کراوفورد دستهایش را در دستانش گذاشت و آنها را در ماشین باز کرد - از طریق درب باز

4. It was Sippy Suds, his horrendous odors mysteriously absent in the cool of the night.
[ترجمه ترگمان]عطر وحشتناکی که در آن شب به طور اسرارآمیزی در تاریکی شب به طور مرموزی ناپدید می شد
[ترجمه گوگل]Sippy Suds، بوی ترسناکی بود که به طور اسرارآمیز در جایی از شب غایب نبود

5. She turned off the water and from the suds pulled out a broken plate.
[ترجمه ترگمان]او آب را خاموش کرد و از کف صابون یک بشقاب شکسته درآورد
[ترجمه گوگل]او آب را خاموش کرد و از پودر یک صفحه شکسته را برداشت

6. A sad, small alcoholic named Sippy Suds lived next door to Toussaint.
[ترجمه ترگمان]یک الکلی کوچک به نام sippy Suds در همسایگی توسن منزل داشت
[ترجمه گوگل]یک غمگین، کوچک الکلی به نام Sippy Suds در کنار درب به Toussaint زندگی می کردند

7. The strange tinge of male fingers in the suds.
[ترجمه ترگمان]گونه های عجیب و عجیبی که در کف صابون وجود دارد
[ترجمه گوگل]چهره عجیب و غریب انگشتان نر در پودر

8. Suds were rolling down her face and were on her shoulders.
[ترجمه ترگمان]دست هایش را روی شانه های او گذاشت و روی شانه های او قرار گرفت
[ترجمه گوگل]Suds نورد چهره اش بود و در شانه هایش بود

9. Carefully, delicately he rinsed the suds from my body, and taking a bath sheet wrapped me in it.
[ترجمه ترگمان]با احتیاط، با احتیاط آب صابون را از بدنم پاک کرد و ملحفه را در آن پیچید
[ترجمه گوگل]به دقت، با ظرافت، پودرها را از بدنم شستشو دادم و یک ورقه حمام را در آن گذاشتم

10. Dunk your nylons in rich suds of neutral soap.
[ترجمه ترگمان]nylons را با کف صابون نیمه صابون تمیز کنید
[ترجمه گوگل]نایلون خود را در غلیظ غنی از صابون های خنثی غوطه ور کنید

11. She take a dipper of hot suds from the tub.
[ترجمه ترگمان]She از کف صابون را از وان بیرون می آورد
[ترجمه گوگل]او یک قاشق پودر داغ از وان را میگیرد

12. Make suds in hands and smoothly massage face before wash - out. Massage carefully n the T - zone.
[ترجمه ترگمان]صابون را در دست و قبل از شستن به آرامی صورت خود را ماساژ دهید با دقت به ناحیه T ماساژ دهید
[ترجمه گوگل]پودر را در دست نگه دارید و صورت را ماساژ دهید قبل از شستن ماساژ را به دقت در ناحیه T قرار دهید

13. Rachel : Well, you know, no suds, no save.
[ترجمه ترگمان] خب، میدونی، کف صابون نیست، نه نجاتشون میده
[ترجمه گوگل]راشل خب، می دانید، هیچ پودر، هیچ چیز ذخیره نیست

14. Woman: No suds, no save. Ok?
[ترجمه ترگمان] کف نداره، نه نجاتشون میده باشه؟
[ترجمه گوگل]زن بدون ساندویچ، بدون صرفه جویی خوب؟

15. We like to drink suds together every Friday night.
[ترجمه ترگمان]ما دوست داریم هر جمعه با هم مشروب بخوریم
[ترجمه گوگل]ما دوست داریم هر روز جمعه شبانه روز بخوریم


کلمات دیگر: