1. The wallpaper was streaky with grease.
[ترجمه ترگمان]کاغذدیواری هم با روغن سوخته بود
[ترجمه گوگل]تصویر زمینه با روغن چرب بود
2. She has streaky fair hair and blue eyes.
[ترجمه ترگمان]موهای بور و چشمان آبی دارد
[ترجمه گوگل]او موهای رنگارنگ و چشمان آبی دارد
3. It rained in the sky, in long streaky sheets, but the rain dried up before it reached the ground.
[ترجمه ترگمان]در آسمان باران مفصلی می بارید، ولی باران قبل از آن که به زمین برسد، خشک می شد
[ترجمه گوگل]در آسمان، در ورق های طولانی رگه دار، باران خشک شد، اما قبل از رسیدن به زمین، باران خشک شد
4. There are grayish, streaky marks on the wall over the baseboard radiators.
[ترجمه ترگمان]در آنجا لکه سیاه و خاکستری بر روی دیواره بر روی رادیاتورها وجود دارد
[ترجمه گوگل]علامت های خاکستری و خمیده بر روی دیوار بیش از رادیاتور پایه وجود دارد
5. The sky had turned streaky, the atmosphere raw, too much sulphur in it.
[ترجمه ترگمان]آسمان خاکستری شده بود، هوا سرد شده بود و گوگرد زیادی در آن دیده می شد
[ترجمه گوگل]آسمان شدید بود، جو خام، گوگرد خیلی زیاد بود
6. Smoked streaky bacon can be used instead of the chops.
[ترجمه ترگمان]گوشت خوک به جای تکه های گوشت می تواند به کار رود
[ترجمه گوگل]به جای گوشت گاو استفاده می شود
7. Her streaky blonde hair and skimpy bikini were those of a nineteen-year-old beach belle.
[ترجمه ترگمان]موهای بلوند streaky و مایو زنانه، از آن belle بود که در ساحل نوزده سال داشت
[ترجمه گوگل]موهای بلوند او و موی شیک و بی معنی آنها از یک ساحل 19 ساله ساحل بود
8. Veal is a streaky shooter who will need to develop more skills off the dribble and possibly convert to the point.
[ترجمه ترگمان]Veal یک تیرانداز است که نیاز به توسعه مهارت های بیشتر از شر شر و احتمالا تبدیل به نقطه دارد
[ترجمه گوگل]گوشت گوساله یک تیرانداز است که باید مهارت های بیشتری را از راننده به وجود آورد و احتمالا به نقطه تبدیل شود
9. In the process of producing polyester compound fabric, streaky warp is easy to be appeared.
[ترجمه ترگمان]در فرآیند تولید پارچه ترکیبی پلی استر، به راحتی می توان ظاهر شد
[ترجمه گوگل]در فرایند تولید پارچه های ترکیبی پلی استر، ظاهر شدن ظاهر می شود
10. Cut into streaky pork thin slice, bean curd slice, bottom go into boil of pot in.
[ترجمه ترگمان]تکه گوشت خوک را با تکه گوشتی مخلوط کنید و آن را به جوش و خروش می آورد
[ترجمه گوگل]برش تکه نازک گوشت خوک بریزید، تکه شکلات لوبیا را بشویید، به داخل ظرف جوش بریزید
11. Streaky pork salted with apricot and honey for 48 hours in advance before roasting.
[ترجمه ترگمان]گوشت خوک بریان با زردآلو و عسل برای ۴۸ ساعت پیش از این که کباب شود نمک سود کرده بود
[ترجمه گوگل]گوشت گاو گوشتی با زردآلو و عسل 48 ساعت قبل از غذا خوردن شسته شده است
12. He is always nervous and streaky about the final exam.
[ترجمه ترگمان]او همیشه نگران امتحان نهایی است
[ترجمه گوگل]او همیشه در مورد امتحان نهایی عصبی و باریک است
13. Wash your dirty streaky face, Johnny.
[ترجمه ترگمان]جانی، صورت رگه کثیف خود را بشور
[ترجمه گوگل]جانی چشمی کثیف و خشن خود را بشویید
14. The price of streaky and hounch pork been rising consecutively in the past 10 days up to July 18 arose by 0. 1% to 30 and 21 Yuan per Jin (half kilogramme) respectively.
[ترجمه ترگمان]قیمت گوشت خوک و گوشت خوک در ۱۰ روز گذشته به طور متوالی افزایش یافت و تا ۱۸ جولای ۰ افزایش یافت به ترتیب به ترتیب ۱ تا ۳۰ و ۲۱ یوان به ازای هر جین (نیم کیلوگرم)
[ترجمه گوگل]قیمت گوشت گاو و گوشت خوک به طور متوالی در 10 روز گذشته تا 18 ژوئیه افزایش یافت و به ترتیب 0 1٪ به 30 و 21 یوان در جین (نیم کیلوگرم) رسید