کلمه جو
صفحه اصلی

cruiser


معنی : رزمناو
معانی دیگر : (نیروی دریایی) رزمناو، (هواپیما و قایق و اتومبیل و غیره) تفریحی، نوردگر، گردشگر (رجوع شود به: cruise)، کشتی یا تاکسی یا کسی که گشت میزند

انگلیسی به فارسی

رزم‌ناو، کشتی یا تاکسی یا کسی که گشت می‌زند


کروزر، رزمناو


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a medium-sized, fast warship with a great range.

(2) تعریف: a large motor-powered boat with living quarters; cabin cruiser.

(3) تعریف: a police car.

(4) تعریف: someone or something that cruises.

• navy ship; battle-ship; cruise liner; squad-car, patrol-car
a cruiser is a motor boat with a cabin for people to sleep in.
a cruiser is also a large, fast warship.
a cruiser is also a police car; used in american english.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] ناو

مترادف و متضاد

رزمناو (اسم)
man-of-war, cruiser

جملات نمونه

1. the cruiser knifed through heavy seas
رزمناو سینه ی دریای خروشان را می شکافت.

2. The cruiser knifed through the heavy sea.
[ترجمه ترگمان]ماشین cruiser از میان دریای بزرگ چاقو فرو کرد
[ترجمه گوگل]دریای خزر از طریق دریای سنگین چاقو می کند

3. He served on a merchant cruiser.
[ترجمه ترگمان]اون تو یه کشتی تفریحی بازرگانی خدمت کرد
[ترجمه گوگل]او در خلبان تجاری خدمت کرده است

4. The cruiser stood off the beaches, waiting for the orders.
[ترجمه ترگمان]cruiser کنار سواحل ایستاده بودند و منتظر دستور بودند
[ترجمه گوگل]کروزر ایستاده بود از سواحل، انتظار برای سفارشات

5. The snow cruiser proved hopelessly unsuited to Antarctic conditions.
[ترجمه ترگمان]The برفی به طرز ناامید کننده ای به شرایط قطب جنوب نامتناسب بود
[ترجمه گوگل]کروز برفی به طور نا امید کننده ای برای شرایط قطب جنوب ثابت نشد

6. The cruiser sheared through the water.
[ترجمه ترگمان]ماشین cruiser از میان آب کنده شد
[ترجمه گوگل]کشتی گیر از طریق آب قطع می شود

7. The fast cruiser soon overhauled the old cargo boat.
[ترجمه ترگمان]cruiser سریع قایق قدیمی را زیر و رو کرد
[ترجمه گوگل]Cruiser سریعا به زودی قایق قایق قدیمی را اصلاح کرد

8. The cruiser was surrounded by the enemy.
[ترجمه ترگمان]cruiser در محاصره دشمن بود
[ترجمه گوگل]خلبان توسط دشمن احاطه شده بود

9. Five rescued as cabin cruiser capsizes.
[ترجمه ترگمان]پنج نفر به عنوان cruiser کابین قایق نجات پیدا کردند
[ترجمه گوگل]پنج نفر به عنوان مسافر کابین نجات یافتند

10. Nearby, the charred remains of a cabin cruiser.
[ترجمه ترگمان]همین نزدیکی ها، بقایای لاشه هواپیما
[ترجمه گوگل]در نزدیکی، باقی مانده های عمیق از یک کابین خلبان

11. The cruiser was pulled up below and the cops were questioning an old man with gray hair.
[ترجمه ترگمان]The به پایین کشیده شد و پلیس ها از پیرمردی با موهای خاکستری سوال می کردند
[ترجمه گوگل]کمپرسور در پایین کشیده شد و پلیس یک پیرمرد با موهای خاکستری را مورد سوال قرار داد

12. The Sverdlov-class of cruiser, of which 22 were to be built, was an extremely versatile type of warship.
[ترجمه ترگمان]The -، که ۲۲ نفر آن را ساخته بودند، نوع بسیار متنوع کشتی جنگی بود
[ترجمه گوگل]کلاس سوئدولف کروزر، که 22 مورد آن ساخته شد، نوعی جنگجو بسیار متنوع بود

13. His command of a heavy cruiser followed the normal course for promotion to flag rank.
[ترجمه ترگمان]دستور او برای یک cruiser سنگین به دنبال مسیر عادی ارتقا رتبه پرچم بود
[ترجمه گوگل]فرماندهی او از یک خلبان سنگین به دنبال مسیر عادی برای ارتقاء به رتبه پرچم بود

14. You admit that once we repair the battle cruiser nothing will stop Wienis from attacking us.
[ترجمه ترگمان]شما اعتراف می کنید که وقتی ما the رو ترمیم کردیم هیچ چیز جلودار ما نیست که به ما حمله کنه
[ترجمه گوگل]شما اعتراف می کنید که زمانی که ما تعمیر کروز نبرد هیچ چیز متوقف خواهد شد Wienis از حمله به ما

15. By contrast, a cruiser is utterly directed, as Schopenhauer might have put it, towards the extinction of his desire.
[ترجمه ترگمان]در مقابل، همان طور که شوپنهاور ممکن است آن را در معرض انقراض هوس قرار دهد، یک کشتی cruiser به کلی هدایت می شود
[ترجمه گوگل]در مقابل، یک رزمناو به طور کامل هدایت شده است، همانطور که شاپنهاور ممکن است آن را به سمت انقراض تمایل خود قرار دهد

پیشنهاد کاربران

ناوشکن برایِ مُفرَد: CRUISER وَ ناوشکن ها برایِ جَمع: CRUISERS

دریانورد

پیماینده ، پیمایشگر ، رونده

ماشین پلیس


کلمات دیگر: