کلمه جو
صفحه اصلی

strongbox


معنی : گاو صندوق
معانی دیگر : صندوق آهنی

انگلیسی به فارسی

گاو صندوق


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a box or container, usu. of steel, in which valuables can be kept and locked; safe.
مشابه: coffer, safe, treasury

• sturdy chest or box in which valuables are stored
safe, safety deposit box

دیکشنری تخصصی

[نساجی] گیل باکس سنگین - دستگاه گیل سنگین

مترادف و متضاد

گاو صندوق (اسم)
safe, strongbox, safe deposit

جملات نمونه

1. Although the jewels were locked in a strongbox, the thieves stole them without any difficulty.
[ترجمه ترگمان]اگرچه جواهرات در گاوصندوق قفل بود، دزدها آن ها را بدون هیچ مشکلی دزدیده بودند
[ترجمه گوگل]گرچه جواهرات در جعبه قفل شده بودند، دزد آنها را بدون هیچ مشکلی سرقت کرد

2. Herman put the money in a strongbox under the bar, then moved two couples away from a table.
[ترجمه ترگمان]هرمان این پول را در a زیر بار گذاشت و سپس دو زوج را از یک میز دور کرد
[ترجمه گوگل]هرمان این پول را در یک صندوق زیر بار قرار داد، سپس دو زوج را از میز جدا کرد

3. This independence makes StrongBox ideal for the secure deployment of embedded systems, computing clusters, enterprise Linux deployments, secure Web servers, PBX systems, and kiosk systems.
[ترجمه ترگمان]این استقلال strongbox را برای استقرار امن سیستم های تعبیه شده، خوشه های محاسباتی، استقرار لینوکس، سرورهای وب امن، سیستم های PBX و سیستم های کیوسک فراهم می کند
[ترجمه گوگل]این استقلال باعث می شود StrongBox ایده آل برای استقرار امن سیستم های جاسازی شده، محاسبات خوشه ها، راه اندازی سیستم عامل لینوکس، سرورهای امن وب، سیستم های PBX و سیستم های کیوسک

4. So, your secrets in the strongbox is absolutely safe.
[ترجمه ترگمان]پس، رازهای تو در گاوصندوق کاملا آمنه
[ترجمه گوگل]بنابراین اسرار شما در صندوق پستی کاملا بی خطر است

5. C: How did they break open the strongbox?
[ترجمه ترگمان]چطور تونستن گاوصندوق رو باز کنن؟
[ترجمه گوگل]C چگونه جعبه جعبه را باز کردند؟

6. Mrs. Merrill keeps her valuables in a strongbox.
[ترجمه ترگمان]خانم مریل Merrill ارزش خود را در گاوصندوق نگه می دارد
[ترجمه گوگل]خانم مریل دارایی های خود را در یک جعبه محافظ نگه می دارد

7. We also had with us an immensely heavy steel strongbox which contained enormous quantities of devalued lire.
[ترجمه ترگمان]همچنین با ما یک گاوصندوق فولادی بسیار سنگین بود که حاوی مقادیر عظیمی از devalued لیره بود
[ترجمه گوگل]ما همچنین یک جعبه فولادی فوق العاده سنگین داشتیم که حاوی مقادیر بسیار زیادی از لایهای با ارزش بود

8. I missed seeing Slim and his men swoop down on the car and rob us of the strongbox in the trunk.
[ترجمه ترگمان]دلم برای دیدن Slim تنگ شده بود و افرادش از اتومبیل پیاده شدند و صندوق را در صندوق گذاشتند
[ترجمه گوگل]من از دیدن اسلیم نگران شدم و مردانش در ماشین فرو ریختند و ما را از جعبه صندلی در تنه ریختند

9. Into it he poured the dollar bills, then returned the strongbox to the chimney, carefully latching the door closed again.
[ترجمه ترگمان]صورتحساب دلار را برایش ریخت، سپس گاوصندوق را باز کرد و با احتیاط در را باز کرد
[ترجمه گوگل]در آن صورت اسکناس های دلار را ریخت، سپس صندوق صندوق را به دودکش بازگشت، با دقت قفل درب دوباره بسته شد

10. Take good care to lock away your jewellery in a strongbox before going away on holiday.
[ترجمه ترگمان]خوب است قبل از رفتن به تعطیلات، جواهرات خود را در یک strongbox قفل کنید
[ترجمه گوگل]قبل از رفتن به تعطیلات، مراقب باشید که جواهرات خود را در جعبه ایمنی قفل کنید


کلمات دیگر: