کلمه جو
صفحه اصلی

stepwise


معنی : قدم بقدم
معانی دیگر : گام مانند، گامی، مرحله دار، گامه دار، قدم بقدم، تدریجی

انگلیسی به فارسی

گام مانند، گامی، مرحله دار، گامهدار


گام به گام، قدم بقدم


انگلیسی به انگلیسی

قید ( adverb )
(1) تعریف: in an order or form resembling step-by-step progression.

(2) تعریف: in music, by moving from one note to the adjacent note.
صفت ( adjective )
• : تعریف: in music, progressing from one note directly to the adjacent note.

• gradually, in steps, in stages

دیکشنری تخصصی

[ریاضیات] گام به گام، قدم به قدم، مرحله به مرحله، تدریجا

مترادف و متضاد

قدم بقدم (قید)
stepwise

جملات نمونه

1. Table V shows results of stepwise multiple linear regression analysis of outcome variables from the ventilated infants.
[ترجمه ترگمان]جدول V نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چند مرحله ای متغیرهای خروجی از نوزاد تهویه شده را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]جدول V نتایج نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون چند بعدی گام به گام متغیرهای نتیجه از نوزادان تهویه را نشان می دهد

2. Two stepwise logistic regression procedures were performed.
[ترجمه ترگمان]دو روش رگرسیون لجستیک گام به گام انجام شد
[ترجمه گوگل]روشهای رگرسیون لجستیک دو مرحلهای انجام شد

3. These will increase stepwise in that, up to some limiting time, processing will be entirely overlapped with seeking.
[ترجمه ترگمان]این موارد به مرحله گام به گام افزایش خواهند یافت، تا برخی زمان محدود کننده، پردازش کاملا با جستجو همپوشانی خواهد داشت
[ترجمه گوگل]اینها در مرحلهی گوناگون افزایش مییابند، تا زمان محدود کردن محدودیت، پردازش به طور کامل با جستجوی به هم پیوسته است

4. These transformations are accomplished by means of stepwise reactions, each of which is mediated by a specific enzyme.
[ترجمه ترگمان]این تبدیلات با استفاده از واکنش های گام به گام انجام می شوند که هر یک بوسیله یک آنزیم خاص میانجی می شود
[ترجمه گوگل]این تحولات با استفاده از واکنش های مرحله ای انجام می شود، که هر کدام از آنزیم خاصی متصل می شوند

5. Multiple stepwise regression analysis was also applied.
[ترجمه ترگمان]آنالیز رگرسیون چند مرحله ای نیز اعمال شد
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل رگرسیون چند مرحله ای نیز انجام شد

6. Similarly, the citric acid cycle oxidizes acetate stepwise into CO2 with a net energy yield.
[ترجمه ترگمان]به طور مشابه، چرخه اسید سیتریک به صورت گام به گام به بخش CO۲ با بازده خالص انرژی تبدیل می شود
[ترجمه گوگل]به طور مشابه، چرخه اسید سیتریک، استات را به صورت مرحله ای اکسید می کند و به یک مقدار انرژی خالص تبدیل می شود

7. The method is different from the usual stepwise analysis, and the all - equation approach multiple regression analysis.
[ترجمه ترگمان]این روش با تحلیل گام به گام معمول متفاوت است، و رویکرد همه - معادله به تحلیل رگرسیون چندگانه کمک می کند
[ترجمه گوگل]روش متفاوتی از تحلیل گام به گام معمول و تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه است

8. Through 2 - Stepwise elution chromatography, tea polyphenols ( Tp ) and caffeine were separated from tea with macroporous resin.
[ترجمه ترگمان]از طریق کروماتوگرافی گازی ۲ - Stepwise elution، پلی فنول های چای (Tp)و کافئین از چای با رزین macroporous جدا شدند
[ترجمه گوگل]از طریق کروماتوگرافی الاستیسیته دو مرحله ای، پلی فنول چای (Tp) و کافئین از چای با رزین کلروروپور جدا شدند

9. Through the utility of this stepwise combined approach of both conservative sclerotherapy and surgery, we preserved the functionality and cosmetic appearance of this child.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از این رویکرد ترکیبی گام به گام از sclerotherapy و جراحی، ما عملکرد و ظاهر زیبایی این کودک را حفظ کردیم
[ترجمه گوگل]از طریق استفاده از این روش ترکیبی مرحله ای از هر دو اسکلروتراپی محافظه کارانه و جراحی، ما قابلیت و ظاهر زیبایی این کودک را حفظ کردیم

10. C. J. Hayden offers a stepwise program for understanding your own marketing andpromotional skills and deficiencies, and then building a plan to generate leadsand pursue and close business.
[ترجمه ترگمان]ج ج هایدن یک برنامه گام به گام برای درک مهارت ها و کاستی های بازاریابی خود ارائه می کند، و سپس طرحی برای تولید leadsand پی گیری و کسب وکار نزدیک ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]C J Hayden یک برنامه گام به گام برای درک مهارت های بازاریابی و تبلیغات خود و کمبود ها، و سپس ایجاد یک برنامه برای تولید منجر و پیگیری و کسب و کار نزدیک است

11. The parasite population opposing vertical resistance may undergo stepwise development controlled by many genes.
[ترجمه ترگمان]پارازیت که با مقاومت عمودی مخالفت می کنند ممکن است تحت کنترل تدریجی بسیاری از ژن ها باشند
[ترجمه گوگل]جمعیت انگلی که مخالف مقاومت عمودی هستند ممکن است توسعه گام به گام توسط بسیاری از ژن ها کنترل شود

12. Multiple stepwise regression analysis demonstrated that serum androgen level was independently related to serum AMH level in patients with PCOS.
[ترجمه ترگمان]تجزیه و تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که سطح آندروژن سرمی به طور مستقل به سطح AMH سرم در بیماران دارای PCOS مرتبط است
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل رگرسیون چند مرحله ای نشان داد که سطح آندروژن سرم به طور مستقل با سطح سرمی AMH در بیماران مبتلا به PCOS ارتباط دارد

13. Stepwise multiple regression analysis suggested that the major factors related to compliance were as following: BPRS(ACTV), duration of hospitalization, family members' age, premorbid character.
[ترجمه ترگمان]آنالیز رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که عوامل اصلی مرتبط با پیروی عبارتند از: BPRS (ACTV)، مدت زمان بستری، سن اعضای خانواده، شخصیت premorbid
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل رگرسیون چند مرحله ای گام به گام نشان می دهد که عوامل اصلی مرتبط با رعایت موارد زیر به ترتیب زیر است: BPRS (ACTV)، مدت بستری، سن اعضای خانواده، شخصیت پیشروبید

14. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!

15. The data was analyzed by chi - square, stepwise regression analysis and covariance statistics.
[ترجمه ترگمان]داده ها با تجزیه و تحلیل رگرسیون گام به گام، تحلیل رگرسیون گام به گام و آمار کواریانس آنالیز شدند
[ترجمه گوگل]داده ها با استفاده از آمار توصیفی، رگرسیون گام به گام و کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند

پیشنهاد کاربران

مرحله به مرحله، سلسله مراتبی، گام به گام، قدم به قدم، تدریجی

گام به گام


کلمات دیگر: