کلمه جو
صفحه اصلی

fellow traveler


معنی : همسفر
معانی دیگر : (به ویژه در مورد احزاب کمونیست ـ کسی که عضو حزب نیست ولی هواداری می کند) هوادار، سمپات، متمایل، گرای گر، کسی که عضو حزبی نیست ودر فعالیت های ان شرکت نمیکند ولی از ان جانبداری مینماید

انگلیسی به فارسی

همسفر، کسی که عضو حزبی نیست و در فعالیت‌های آن شرکت نمی‌کند؛ ولی از آن جانبداری می‌نماید


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: one who does not belong to a group, esp. the Communist party, but supports or espouses its doctrines and aims; sympathizer (used as a derogatory label).

مترادف و متضاد

همسفر (اسم)
outfit, fellow traveler

پیشنهاد کاربران

همسفر


کلمات دیگر: