1. fallen leaves
برگ های ریخته
2. fallen trees closed the road
درختان افتاده جاده را بند آورد.
3. a fallen city
شهر سقوط کرده
4. a fallen dynasty
سلسله ی منقرض
5. a fallen woman
زن از راه دررفته،زن خراب
6. laws fallen into desuetude
قوانینی که منسوخ شده اند
7. the fallen angels
فرشتگان گمراه شده
8. the fallen angels
فرشتگان از منزلت افتاده،فرشتگان گمراه
9. he had fallen into the gutter and his clothes were a sight
توی جوی افتاده بود و لباس هایش تماشایی شده بود.
10. he has fallen into the habit of borrowing money
او به پول قرض کردن خو گرفته است.
11. friends who have fallen apart
دوستانی که رابطه ی آنها به هم خورده است.
12. the meeting had fallen on a friday
جلسه به جمعه افتاده بود.
13. the ring had fallen under the sofa's cushion
انگشتر زیر تشک کاناپه افتاده بود.
14. a memorial building for our fallen soldiers
بنای یادبودی برای سربازان کشته شده ی ما
15. the driver swung around the fallen tree
راننده درخت افتاده را دور زد.
16. they paid homage to the fallen soldiers
آنان نسبت به سربازان شهید ادای احترام کردند.
17. they were shocked that morality has fallen to such depths
آنها از این که اخلاقیات به چنین ورطه ای افتاده است یکه خوردند.
18. ahmad helped up a man who had fallen
احمد به مردی که افتاده بود (در بلند شدن) کمک کرد.
19. yazid cast a gloating look at his fallen enemy
یزید نگاه پیروزمندانه ای به دشمن بر خاک افتاده ی خود کرد.
20. two thousand soldiers marched in tribute to their fallen comrades
دو هزار سرباز برای بزرگداشت همرزمان مقتول خود رژه رفتند.
21. There is a new trunk growing from the fallen dead tree.
[ترجمه ترگمان]یک تنه تازه از درخت مرده در حال رشد است
[ترجمه گوگل]یک تنه جدید از درخت مرده افتاده وجود دارد
22. The gardener began to heap up the fallen leaves.
[ترجمه ترگمان]باغبان شروع به جمع کردن برگ های fallen کرد
[ترجمه گوگل]باغبان شروع به جمع کردن برگ های افتاده کرد
23. Several of the books had fallen onto the floor.
[ترجمه ترگمان]چند کتاب روی زمین افتاده بودند
[ترجمه گوگل]تعدادی از کتاب ها روی کف افتاده اند
24. The road was blocked by fallen logs.
[ترجمه ترگمان]جاده مسدود شده بود
[ترجمه گوگل]جاده توسط سیاهههای بسته افتاده مسدود شده بود
25. He's been very unlucky that no chances have fallen to him.
[ترجمه ترگمان]خیلی بد است که هیچ شانسی برای او پیش نیامده است
[ترجمه گوگل]او بسیار ناراحت شده است که هیچ شانسی برای او نمانده است
26. The number of prisoners serving life sentences has fallen.
[ترجمه ترگمان]تعداد زندانیانی که به حبس ابد محکوم شده اند کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]تعداد زندانیانی که به اعدام زندانی محکوم شده اند، کاهش یافته است