1. My favourite ride is the Ferris wheel.
[ترجمه ،] سواری مورد علاقه ی من چرخ و فلک است
[ترجمه ترگمان]سواری مورد علاقه من فریس است
[ترجمه گوگل]سوار مورد علاقه من چرخ چرخدار است
2. For those unmoved, the Ferris wheel spun its neon lights and the shooting galleries popped.
[ترجمه ترگمان]برای آن هایی که بی حرکت بودند، the چراغ های نئون خود را چرخ می زدند و گالری shooting باز می شد
[ترجمه گوگل]برای کسانی که بدون راننده هستند، چرخ فرمان چرخش چراغ های نئون و گالری های تیراندازی ظاهر شد
3. He rode on an elephant and on the Ferris wheel, taking only Amelia with him.
[ترجمه ترگمان]سوار یک فیل و روی چرخ و فلک به راه افتاد و فقط نقش آمل یا را بازی می کرد
[ترجمه گوگل]او در یک فیل و در چرخ غرق رانندگی رفت و آملیا را با او گرفت
4. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
5. The Ferris wheel is cool too because a person sits in one of the seats while it goes around.
[ترجمه ترگمان]صندلی فریس هم خنک است چون یک نفر در یکی از صندلی ها می نشیند در حالی که اطراف آن می چرخد
[ترجمه گوگل]چرخ غرغر نیز خنک است زیرا یک فرد در یکی از صندلی ها در حالی که در اطراف است نشسته است
6. A giant Ferris wheel dominates the skyline.
[ترجمه ترگمان]یک چرخ بزرگ فریس بر خط افق تسلط دارد
[ترجمه گوگل]یک چرخ غول پیکر غول پیکر در آسمان است
7. He watched the Ferris wheel rotate.
[ترجمه ترگمان]He فریس را تماشا کرد که می چرخید
[ترجمه گوگل]او چرخ چرخش چرخان را تماشا کرد
8. The skeleton of a Ferris wheel loomed; shooting galleries and hoopla stalls were being knocked together.
[ترجمه ترگمان]در این موقع اسکلت چرخ و فلک بر روی یک چرخ بزرگ دیده می شد؛ و galleries و hoopla که با هم می خوردند، پدیدار می شدند
[ترجمه گوگل]اسکلت یک چرخ غول پیکر؛ گالری های تیراندازی و غرفه های هلیکوپتر با هم دستگیر شدند
9. Today, let's go and play the Ferris wheel in Suzhou Ferris Park.
[ترجمه ترگمان]امروز، بگذارید با فریس wheel (Suzhou Ferris)بازی کنیم
[ترجمه گوگل]امروز، بیایید برویم و چرخ فرمان را در Suzhou Ferris Park بازی کنیم
10. Ferris Wheel, can you tell me my happiness in where?
[ترجمه ترگمان]این چرخ و فلک، میشه بهم بگی happiness کجا هستن؟
[ترجمه گوگل]چرخ فلک، آیا می توانید به من شادی من در کجا بگویید؟
11. Look upon ferris wheel is just like looking upon happiness.
[ترجمه ترگمان]ببینید، چرخ و فلک درست مثل نگاه کردن به خوشبختی است
[ترجمه گوگل]نگاهی به چرخ فریز درست مثل نگاه کردن به شادی است
12. The views from the top of the Ferris wheel are fabulous.
[ترجمه ترگمان]نظراتی که از بالای چرخ فلک به گوش می رسد شگفت آور است
[ترجمه گوگل]دیدگاه های بالای چرخ چرخان افسانه است
13. Looking up at the ferris wheel gives me a sense of well - being.
[ترجمه ترگمان]نگاه کردن به چرخ ferris حس خوبی به من می دهد
[ترجمه گوگل]نگاهی به چرخ فلک به من می دهد یک احساس خوب بودن
14. Stop moving around while we are riding this Ferris wheel up so high.
[ترجمه ترگمان]اگر ما در حال سوار شدن به این چرخ بزرگ به این بلندی هستیم، به این طرف و آن طرف حرکت کنیم
[ترجمه گوگل]متوقف کردن حرکت در اطراف در حالی که ما سوار این چرخ غرق شدن تا بالا است
15. We took the ferris wheel and had a wonderful bird's eye view of the city.
[ترجمه ترگمان]ما چرخ ferris را برداشتیم و دید عالی پرنده از شهر را داشتیم
[ترجمه گوگل]ما چرخ فرسوده را گرفتیم و چشم انداز پرنده فوق العاده ای از شهر داشتیم