1. cars tagged for speeding
اتومبیل هایی که به خاطر سرعت زیاد جریمه می شوند
2. he was fined for speeding
به خاطر سرعت زیاد او را جریمه کردند.
3. i was booked for speeding yesterday
دیروز پلیس نام مرا به خاطر سرعت زیاد یادداشت کرد.
4. he was given a ticket for speeding
به خاطر سرعت زیاد او را جریمه کردند.
5. thank god, all my children are speeding well
خدا را شکر فرزندانم همه کامیاب هستند.
6. He was speeding down the motorway as if pursued by a demon.
[ترجمه ترگمان]طوری رانندگی می کرد که انگار توسط یک شیطان تعقیب می شد
[ترجمه گوگل]او به سرعت در حال حرکت به سوی بزرگراه بود، به شرطی که یک دیو را دنبال کند
7. Speeding on city streets is penalized.
[ترجمه ترگمان]Speeding در خیابان های شهر تاوان می دهد
[ترجمه گوگل]سرعت در خیابان های شهر مجازات می شود
8. This drug may have the effect of speeding up your heart rate.
[ترجمه ترگمان]این دارو ممکن است اثر سرعت بخشیدن به ضربان قلب شما را داشته باشد
[ترجمه گوگل]این دارو ممکن است باعث افزایش ضربان قلب شما شود
9. The driver had been stopped twice for speeding on the same day.
[ترجمه ترگمان]در همان روز راننده دو بار توقف کرده بود
[ترجمه گوگل]راننده دو بار برای سرعت در همان روز متوقف شده بود
10. The police nabbed him for speeding.
[ترجمه ترگمان]پلیس به خاطر سرعت غیرمجاز دستگیرش کرد
[ترجمه گوگل]پلیس او را برای سرعت بخشیدن به دام انداخت
11. The driver got a ticket for speeding.
[ترجمه ترگمان]راننده یه بلیط برای سرعت گرفتن داره
[ترجمه گوگل]راننده بلیط برای سرعت بخشیدن را دریافت کرد
12. A car came speeding round the corner[sentence dictionary], and the next thing I knew I was lying on the ground.
[ترجمه ترگمان]یک ماشین به سرعت در گوشه خیابان پیش رفت و چیز بعدی که می دانستم روی زمین دراز کشیده بودم
[ترجمه گوگل]یک ماشین سرعت گوشه گوشه [فرهنگ لغت جمله] آمد، و چیزی که بعد از آن می دانستم روی زمین دروغ می گفتم
13. The driver is tagged for speeding.
[ترجمه ترگمان]راننده به سرعت برچسب خورده می شود
[ترجمه گوگل]راننده برای سرعت بخشیدن برچسب گذاری شده است
14. Near by, the cars could be heard speeding past on the motorway.
[ترجمه ترگمان]نزدیک بود ماشین ها صدای مهمیز زدن در اتوبان را شنیدند
[ترجمه گوگل]در نزدیکی، اتومبیل ها می توانند از سرعت در حال عبور از بزرگراه شنیده شوند
15. She had to pay a £35 fine for speeding.
[ترجمه ترگمان]او باید ۳۵ پوند جریمه بپردازد
[ترجمه گوگل]او برای پرداخت مبلغی معادل 35 پوند پرداخت کرد
16. A jeep trailing a cloud of dust was speeding in my direction.
[ترجمه ترگمان]یک جیپ در حالی که ابری از غبار را دنبال می کرد، به سمت من حرکت می کرد
[ترجمه گوگل]یک جیپ که یک ابر گرد و غبار به سمت من حرکت می کرد سریعتر شد