(عامیانه) مقامات بالاتر، بلند پایه، ارشد، رئیس، برتر، عضو ارشد
higher up
(عامیانه) مقامات بالاتر، بلند پایه، ارشد، رئیس، برتر، عضو ارشد
انگلیسی به فارسی
ارشد، رئیس، برتر، عضو ارشد
بالاتر، رئيس، عضو ارشد، ارشد
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) someone who occupies an authoritative or relatively high position, as in a business or association.
• مشابه: superior
• مشابه: superior
جملات نمونه
1. Vegetation becomes sparse higher up the mountains.
[ترجمه ترگمان]پوشش گیاهی بسیار بالاتر از کوه ها می شود
[ترجمه گوگل]گیاه کوچکتر به کوه ها می رسد
[ترجمه گوگل]گیاه کوچکتر به کوه ها می رسد
2. The higher up the social scale they are, the more the men have to lose.
[ترجمه ترگمان]هرچه مقیاس اجتماعی بالاتر باشد، افراد بیشتری باید از دست بدهند
[ترجمه گوگل]بالاتر از مقیاس اجتماعی آنها، بیشتر مردان باید از دست بدهند
[ترجمه گوگل]بالاتر از مقیاس اجتماعی آنها، بیشتر مردان باید از دست بدهند
3. There were some fish-hooks attached to the cord higher up, tiny little fish-hooks.
[ترجمه ترگمان]چند تا قلاب ماهی که به سیم آویخته شده بود، قلاب ماهی کوچک کوچک
[ترجمه گوگل]بعضی از ماهیگیرها به بالای بند ناف متصل شده بودند، کوچک کوچک قلاب
[ترجمه گوگل]بعضی از ماهیگیرها به بالای بند ناف متصل شده بودند، کوچک کوچک قلاب
4. Breathing became more difficult as we got higher up the mountain.
[ترجمه ترگمان]همچنان که از بالای کوه بالا می رفتیم، نفس کشیدن دشوارتر می شد
[ترجمه گوگل]وقتی کوه بالا می رود، تنفس سخت تر می شود
[ترجمه گوگل]وقتی کوه بالا می رود، تنفس سخت تر می شود
5. Higher up the vegetation thinned out, but the climb was so steep I didn't care to look down.
[ترجمه ترگمان]بالاتر از همه پوشش گیاهی کم تر شد، اما بالا رفتن از آن قدر شیب داشت که به پایین نگاه نمی کردم
[ترجمه گوگل]بالاتر از آنکه پوشش گیاهی از بین رفته باشد، اما صعود خیلی تند بود و من اهمیتی نمی دادم که نگاه کند
[ترجمه گوگل]بالاتر از آنکه پوشش گیاهی از بین رفته باشد، اما صعود خیلی تند بود و من اهمیتی نمی دادم که نگاه کند
6. If he won't go much higher up the ramp, we tell him how clever he is and take him away.
[ترجمه ترگمان]به او می گویم که چقدر باهوش است و او را از اینجا دور می کند
[ترجمه گوگل]اگر او نتواند رمپ را خیلی بالا ببرد، به او می گویم او چقدر هوشمند است و او را دور می کند
[ترجمه گوگل]اگر او نتواند رمپ را خیلی بالا ببرد، به او می گویم او چقدر هوشمند است و او را دور می کند
7. The struggle to survive has undoubtedly been higher up the agenda of some firms than preparing for the reforms.
[ترجمه ترگمان]بدون شک نبرد برای بقا در دستور کار برخی از شرکت ها بالاتر از آماده شدن برای اصلاحات بوده است
[ترجمه گوگل]مبارزه برای زنده ماندن بدون شک برنامه کاری برخی از بنگاهها نسبت به آماده شدن برای اصلاحات بالاتر است
[ترجمه گوگل]مبارزه برای زنده ماندن بدون شک برنامه کاری برخی از بنگاهها نسبت به آماده شدن برای اصلاحات بالاتر است
8. Higher up the dome became steeper, but by now I'd learned to trust the rock a bit more.
[ترجمه ترگمان]بالاتر از این، من یاد گرفتم که کمی بیشتر به صخره اعتماد کنم
[ترجمه گوگل]بالاتر از گنبد شدید شد، اما در حال حاضر من آموخته ام تا به سنگ بیشتر اعتماد کنم
[ترجمه گوگل]بالاتر از گنبد شدید شد، اما در حال حاضر من آموخته ام تا به سنگ بیشتر اعتماد کنم
9. We gradually side stepped higher up the slope.
[ترجمه ترگمان]به تدریج از سراشیبی بالا رفتیم
[ترجمه گوگل]ما به تدریج سمت شیب را بالا گرفتیم
[ترجمه گوگل]ما به تدریج سمت شیب را بالا گرفتیم
10. There were many rocky outcrops higher up, and here we found two more tern species nesting.
[ترجمه ترگمان]صخره ها بیشتر و صخره ها بیشتر بودند، و در اینجا ما دو پرنده دیگر را پیدا کردیم که در آن لانه کرده بودند
[ترجمه گوگل]بسیاری از گونه های سنگی بالاتر از آن قرار داشتند، و در اینجا نیز دو نوع گونه ترنس را کشف کردیم
[ترجمه گوگل]بسیاری از گونه های سنگی بالاتر از آن قرار داشتند، و در اینجا نیز دو نوع گونه ترنس را کشف کردیم
11. Put the picture higher up on the wall.
[ترجمه ترگمان]عکس را بالاتر از دیوار قرار دهید
[ترجمه گوگل]تصویر را روی دیوار قرار دهید
[ترجمه گوگل]تصویر را روی دیوار قرار دهید
12. Higher up the hill the streets were full of office buildings, so that the parishioners were caretakers.
[ترجمه ترگمان]بالاتر از تپه، خیابان ها پر از ساختمان های اداری بود، به طوری که ساکنان کلیسای محل caretakers بودند
[ترجمه گوگل]خیابان های بلند بالای تپه پر از ساختمان های اداری بودند، به طوری که صاحبخانه ها مراقب بودند
[ترجمه گوگل]خیابان های بلند بالای تپه پر از ساختمان های اداری بودند، به طوری که صاحبخانه ها مراقب بودند
13. Higher up were forests of white birches.
[ترجمه ترگمان]بالاتر از درختان غان سپید بودند
[ترجمه گوگل]بالاتر از آن جنگل های توس سفید بودند
[ترجمه گوگل]بالاتر از آن جنگل های توس سفید بودند
14. As the spaceship travels higher up, there is no more gravity.
[ترجمه ترگمان]همانطور که سفینه فضایی به بالاتر می رود، جاذبه بیشتری وجود ندارد
[ترجمه گوگل]همانطور که سفینه فضایی بالا می رود، گرانش بیشتر نیست
[ترجمه گوگل]همانطور که سفینه فضایی بالا می رود، گرانش بیشتر نیست
پیشنهاد کاربران
بالاتر
in or to a place that is higher
in or to a place that is higher
کلمات دیگر: