دیوانه ی چیزی بودن
crazy about
پیشنهاد کاربران
مشتاق بودن، علاقمند بودن I'm not crazy about the fabric من از اون پارچه خوشم نمیاد
خیلی علاقه مند/مشتاق/ خواهان /خاطرخواه بودن
very enthusiastically fond of someone or something
very enthusiastically fond of someone or something
دیوونه ی انجام کاری یا چیزی بودن
He is crazy about running
اون دیوونه ی دویدن هست
He is crazy about running
اون دیوونه ی دویدن هست
این کلمه معنی مشتاق برای انجام یک کار است
مثلا
I'm crazy about eat chocolate
من خیلی دوست دارم شکلات بخورم
من مشتاق به خوردن شکلات هستم
🍫🍬😋
مثلا
I'm crazy about eat chocolate
من خیلی دوست دارم شکلات بخورم
من مشتاق به خوردن شکلات هستم
🍫🍬😋
to be crazy about an
دیوونه کسی بودن، عاشق کسی بودن
دیوونه کسی بودن، عاشق کسی بودن
دیوانه چیزی بودن my cousin is crazy about her cooking
علاقه مند بودن مشتاق بدن
مثلا:im crazy about eat fast food
معنی:من علاقه مند به خوردن فست فود هستم
مثلا:im crazy about eat fast food
معنی:من علاقه مند به خوردن فست فود هستم
To love something
کلمات دیگر: