کلمه جو
صفحه اصلی

springboard


معنی : تخته شیرجه، واگن سبک
معانی دیگر : رجوع شود به: diving board، (اکروبات) تخته ی پرش، تخته شیرجه که هنگام پریدن یا شیرجه رفتن بکار میرود

انگلیسی به فارسی

(ژیمناستیک) تخته‌پرش، (شنا) تخته‌شیرجه، (مجازی) سکوی پرش


تیراندازی، تخته شیرجه، واگن سبک، پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a flexible board secured at one end and used to give impetus to a jump in diving or gymnastics.

(2) تعریف: a beginning point or activity, esp. one that provides a good or fast start.

- a springboard to a career in the theater
[ترجمه ترگمان] یک تخته پرش برای شغلی در تئاتر
[ترجمه گوگل] یک تپه برای کار در تئاتر

• semiflexible board used to provide extra lift into the air (diving, gymnastics); point of departure
if something is a springboard for an action or enterprise, it makes it possible for the action or enterprise to begin.
a springboard is also a flexible board which you jump on before performing a dive or a gymnastic movement.
circumstances which aid advancement; springy board used as a takeoff in leaping; diving board

مترادف و متضاد

تخته شیرجه (اسم)
springboard

واگن سبک (اسم)
springboard

جملات نمونه

1. He dived off the springboard and swam down to the shallow end.
[ترجمه ترگمان]از روی سکوی پرش پایین آمد و به طرف انتهای کم عمق شنا کرد
[ترجمه گوگل]او قایقرانی را غرق کرد و به انتهای کم عمق فرو رفت

2. The 1981 budget was the springboard for an economic miracle.
[ترجمه ترگمان]بودجه سال ۱۹۸۱ سکوی پرش برای یک معجزه اقتصادی بود
[ترجمه گوگل]بودجه سالهای 1981 به عنوان یکی از پرطرفدارترین معجزات اقتصادی بود

3. The college debating society was a natural springboard for her career in politics.
[ترجمه ترگمان]کالج بحث و جدل یک تخته پرش طبیعی برای حرفه خود در سیاست بود
[ترجمه گوگل]جامعه بحث برانگیز کالج، یک شایستگی طبیعی برای حرفه او در سیاست بود

4. The TV soap has been a springboard for a lot of careers.
[ترجمه ترگمان]صابون تلویزیون، تخته پرش برای بسیاری از مشاغل است
[ترجمه گوگل]صابون تلویزیونی برای بسیاری از حرفه ها یک استادیوم است

5. The document provided a springboard for a lot of useful discussion.
[ترجمه ترگمان]این سند سکوی پرش را برای بسیاری از بحث های مفید فراهم کرد
[ترجمه گوگل]این سند برای بسیاری از بحث های مفید مفید است

6. She should be a favorite in the three-meter springboard and the platform, but things are never that simple for Clark.
[ترجمه ترگمان]او باید در سکوی پرش سه متر و سکو مورد علاقه باشد، اما هیچ چیز برای کلارک ساده نیست
[ترجمه گوگل]او باید مورد علاقه در سه ماهه تپه و پلت فرم باشد، اما چیزهایی که برای کلارک هرگز ساده نیست

7. It is important that the springboard doctrine be understood in its context.
[ترجمه ترگمان]مهم است که اصول تخته پرش در متن آن درک شوند
[ترجمه گوگل]مهم است که دکترین پرشور در قالب آن درک شود

8. Then he provided the springboard for the second with a long, perfectly-judged touch kick.
[ترجمه ترگمان]سپس سکوی پرش را برای دومین بار با یک ضربه لمس کاملا داوری کرد
[ترجمه گوگل]سپس او را برای دومین بار با یک ضربه لمسی طولانی و کاملا محکم ارائه داد

9. Maybe this will be a springboard for us to compete for the rest of the season.
[ترجمه ترگمان]شاید این یک سکوی پرش برای ما برای رقابت برای بقیه فصل باشد
[ترجمه گوگل]شاید این برای ما برای رقابت برای بقیه فصل، یک استادیوم باشد

10. This story can be the springboard to a whole set of tales about the lion and the mouse.
[ترجمه ترگمان]این داستان می تواند تخته پرش برای یک مجموعه از داستان های مربوط به شیر و موش باشد
[ترجمه گوگل]این داستان می تواند یک مجموعه کامل از داستان های شیر و موش باشد

11. It therefore acts as a springboard to freedom.
[ترجمه ترگمان]از این رو به عنوان یک تخته پرش برای آزادی عمل می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین، به عنوان یک چارچوب برای آزادی عمل می کند

12. Working from failure Failure is the springboard for profit.
[ترجمه ترگمان]کار کردن از شکست شکست سکوی پرش برای سود است
[ترجمه گوگل]کار از شکست ناکامی است که برای سود سود آور است

13. His new job was a springboard for Mr Major's own Cabinet career.
[ترجمه ترگمان]شغل جدید او سکوی پرش برای شغل کابینه آقای میجر بود
[ترجمه گوگل]شغل جدید او یک کاراگاه شغلی برای آقای آقای Major بود

14. Its eventual success acted as a springboard for the union boss, who looks much younger than his 56 years.
[ترجمه ترگمان]موفقیت نهایی آن به عنوان سکوی پرش برای رئیس اتحادیه عمل کرد که جوان تر از ۵۶ سال او به نظر می رسد
[ترجمه گوگل]موفقیت نهایی آن به عنوان یک پرچمدار برای رئیس اتحادیه عمل کرد، که به نظر بسیار جوانتر از 56 سالگی خود است

پیشنهاد کاربران

سکوی پرتاب
موقعیت هایی در زندگی که باعث پیشرفت و ترقی می شوند.

چیزی که به شما کمک میکند موفق شوید

زیربنا

پشتوانه

سرآغاز، نقطه ابتدایی


کلمات دیگر: