1. Do not cut down the tree that gives you shade.
[ترجمه امیرحسین] درختی را که به شما سایه می دهد را قطع نکنید
[ترجمه ترگمان]درختی که به شما سایه می دهد را نبرید
[ترجمه گوگل]درختی را که سایه ای به شما می دهد، برش ندهید
2. Most schools are extremely unwilling to cut down on staff in order to cut costs.
[ترجمه ترگمان]اغلب مدارس به شدت مایل به کاهش هزینه های کارکنان به منظور کاهش هزینه ها نیستند
[ترجمه گوگل]اکثر مدارس به شدت مایل به کاهش کارمندان نیستند تا هزینه ها را کاهش دهند
3. We're trying to cut down on the amount of paperwork involved.
[ترجمه ترگمان]ما داریم سعی می کنیم به مقدار کاغذ بازی دست و پنجه نرم کنیم
[ترجمه گوگل]ما در حال تلاش برای کاهش حجم کارهای مربوط به پرونده هستیم
4. He cut down on coffee and cigarettes, and ate a balanced diet.
[ترجمه ترگمان]او قهوه و سیگار را کاهش داد و یک رژیم متعادل خورد
[ترجمه گوگل]او قهوه و سیگار را کاهش داد و یک رژیم متعادل را خورد
5. Cut down your overall amount of physical activity.
[ترجمه امیرحسین] فعالیت های بدنی خود را به مقدار زیادی کاهش دهید
[ترجمه ترگمان]میزان کلی فعالیت جسمانی را کاهش دهید
[ترجمه گوگل]مقدار کلی فعالیت بدنی خود را کاهش دهید
6. He will now try to cut down the task to a manageable size.
[ترجمه ترگمان]او اکنون سعی خواهد کرد کار را به اندازه قابل مدیریت کاهش دهد
[ترجمه گوگل]او اکنون سعی خواهد کرد تا این کار را به اندازه قابل مدیریت کاهش دهد
7. The tree that was due to be cut down has been reprieved for six months.
[ترجمه ترگمان]درختی که قرار بود قطع شود به مدت شش ماه حکم اعدام را به خود اختصاص داد
[ترجمه گوگل]درختی که باید برداشته شود به مدت شش ماه بازسازی شده است
8. Half of the forest was cut down to make room for the road.
[ترجمه ترگمان]نیمی از جنگل برای راه رفتن به جاده از هم جدا شده بود
[ترجمه گوگل]نیمی از جنگل قطع شد تا اتاق را برای جاده بسازد
9. You need to cut down on starch.
[ترجمه سیدمحمد] شما باید نشاسته را کم کنید
[ترجمه ترگمان] تو باید نشاسته رو کوتاه کنی
[ترجمه گوگل]شما باید نشاسته را بریزید
10. Cut down on fatty foods and alcohol if you want to lose weight.
[ترجمه ترگمان]اگر می خواهید وزن خود را از دست بدهید، به غذاهای چرب و الکل ببرید
[ترجمه گوگل]اگر می خواهید وزن کم کنید، غذاهای چرب و الکل را کاهش دهید
11. Most of us know we should cut down on fat. But knowing such things isn't much help when it comes to shopping and eating.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از ما می دانیم که باید چربی را کاهش دهیم اما دانستن این چیزها به هنگام خرید و خوردن کمک زیادی نمی کند
[ترجمه گوگل]اکثر ما می دانیم که باید چربی ها را کاهش دهیم اما دانستن چنین چیزهایی در مورد خرید و خوردن بسیار مفید نیست
12. A vandal with a chainsaw cut down a tree.
[ترجمه ترگمان] یه خرابکار با یه اره برقی درخت رو قطع کرده
[ترجمه گوگل]یک خرابکار با یک اره برقی یک درخت را بریده است
13. If you want to play safe, cut down on the amount of salt you eat.
[ترجمه amirmasoudi] اگر میخواهی سالم زندگی کنی باید نمک مصرفی تو کاهش بدی
[ترجمه ترگمان]، اگه میخوای در گاوصندوق بازی کنی مقدار نمکی که می خوری رو کم کن
[ترجمه گوگل]اگر می خواهید بازی کنید، میزان نمک مصرفی خود را کاهش دهید
14. They ordered that for every tree cut down two more be planted.
[ترجمه ترگمان]آن ها دستور دادند که برای هر درخت دو درخت دیگر کاشته شود
[ترجمه گوگل]آنها دستور دادند که برای هر درخت قطع شود تا دو تا کاشته شود
15. The aircraft is streamlined to cut down wind resistance.
[ترجمه ترگمان]هدف این هواپیما کاهش مقاومت باد است
[ترجمه گوگل]این هواپیما برای کاهش مقاومت بادی بسیار ساده است