کلمه جو
صفحه اصلی

stealthily


د رخفا، زیر جلی، مخفیانه

انگلیسی به فارسی

مخفیانه


انگلیسی به انگلیسی

• furtively, slyly, sneakily, clandestinely, surreptitiously

جملات نمونه

1. Stealthily we approached the enemy's camp.
[ترجمه ترگمان]سپس به اردوگاه دشمن نزدیک شدیم
[ترجمه گوگل]مخفیانه به اردوگاه دشمن رسیدیم

2. He crept stealthily along the corridor.
[ترجمه ترگمان]بی سر و صدا از راهرو گذشت
[ترجمه گوگل]او در حوالی راهرو به طور مخفیانه سرازیر شد

3. The thief stealthily stole into the house.
[ترجمه ترگمان]دزد دزدکی وارد خانه شد
[ترجمه گوگل]این دزد به طور مخفیانه به خانه ربوده شده است

4. Slowly and stealthily, someone was creeping up the stairs.
[ترجمه ترگمان]آهسته و آهسته، کسی از پله ها بالا می آمد
[ترجمه گوگل]به آرامی و بی رحمانه، کسی پله ها را خم کرد

5. She crept stealthily along the corridor.
[ترجمه ترگمان]پاورچین پاورچین وارد راهرو شد
[ترجمه گوگل]او در حوالی راهرو به طور مخفیانه سرازیر شد

6. I heard my landlady creeping stealthily up to my door.
[ترجمه ترگمان]صدای صاحبخانه خود را شنیدم که دزدکی به طرف در رفت
[ترجمه گوگل]من خویشاوند خویش را شنیدم که به من خیره شده بود

7. I steal out of bed and creep stealthily to the main room for an unimpeded look at the row of windows.
[ترجمه ترگمان]از رختخواب بیرون می روم و دزدکی به اتاق اصلی می روم تا بی آن که جلو پنجره ها را نگاه کنم
[ترجمه گوگل]من از تخت غرق می شوم و خزنده به طور مرتب به اتاق اصلی نگاهی بی وقفه به ردیف پنجره ها

8. Moving through the rooms stealthily, he searches the house for the kit Skeeter must use to fix Jill with.
[ترجمه ترگمان]وقتی دزدکی از اتاق ها به داخل اتاق رفت، او خانه را جستجو می کند تا اسکی تر بتواند جیل را با آن جور کند
[ترجمه گوگل]حرکت کردن از طریق اتاق به طور مخفیانه، او خانه را برای کیت جستجو می کند Skeeter باید از جیل با استفاده از آن استفاده کند

9. Then, holding her own breath and moving stealthily on tiptoe, she began to ease her way towards the exit.
[ترجمه ترگمان]سپس نفس خود را در سینه حبس کرد و با قدم های آهسته به سوی خروجی رفت
[ترجمه گوگل]سپس، نفس خود را حفظ کرد و به آرامی روی نوک انگشت حرکت کرد، او شروع به تسریع در راه خروج کرد

10. There was a figure there, sidling along stealthily with its back against one wall.
[ترجمه ترگمان]پیکری در آنجا بود که از پشت به یک دیوار چسبیده بود
[ترجمه گوگل]یک رقم وجود دارد، همراه با زحمت با پشت خود را در برابر یک دیوار وجود دارد

11. She led him stealthily up the path Rodomonte had taken to the summit.
[ترجمه ترگمان]به آرامی او را از کوره راهی که به قله آن رسیده بود برد
[ترجمه گوگل]او رهبر او را به شیطان پیمودن راه Rodomonte تا به اجلاس گرفته شده بود

12. He moved stealthily through the darkness, making his way cautiously towards the jetty.
[ترجمه ترگمان]آهسته در تاریکی حرکت کرد و با احتیاط به سوی اسکله رفت
[ترجمه گوگل]او از طریق تاریکی به طرز محکمی حرکت کرد، و راهش را به سمت محوطه جادویی محکم کرد

13. The drape billowed and a tiny figure crept stealthily out, a blowpipe raised to its hideous lips.
[ترجمه ترگمان]طناب به هوا تکان می خورد و هیکل کوچکش از آن بیرون می خزید و به لبه ای کریه آن نزدیک می شد
[ترجمه گوگل]پرده باریک و یک انگشت کوچک به آرامی از بین میرفت، یک ضربه بزرگ به لب های ناخوشایندش بلند شد

14. He moved stealthily to the bedroom, to the wardrobe close to his bed.
[ترجمه ترگمان]دزدکی به اتاق خواب رفت تا گنجه را نزدیک تختش ببیند
[ترجمه گوگل]او به آرامی به اتاق خواب، به کمد لباس نزدیک به تختش حرکت کرد

15. The cat was creeping stealthily through a patch of long grass towards the foot of the largest tree.
[ترجمه ترگمان]گربه دزدانه از یک تکه علف بلند به سوی پای بزرگ ترین درخت می خزید
[ترجمه گوگل]گربه به آرامی از طریق پچ چمن بلند به سمت پای بزرگترین درخت خزنده شد

پیشنهاد کاربران

پنهانی

دزدکی

پاورچین پاورچین


کلمات دیگر: