کلمه جو
صفحه اصلی

overleveraged

پیشنهاد کاربران

( of a company ) having taken on too much debt.

خرج اضافه گذاشتن رو دست.
بدهی تحمیل کردن.
بدهی گردن گرفتن.

بالا آوردن بدهی زیاد


کلمات دیگر: