کلمه جو
صفحه اصلی

sliding scale


سنجه ی پارسنگی، معیار متناسب ساز، مقیاس متغیر، جدول قابل تطبیق با در امد افراد

انگلیسی به فارسی

جدول قابل تطبیق با در آمد افراد


مقیاس کشویی، جدول قابل تطبیق با در امد افراد


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a scale or standard of costs, wages, fees, or the like that varies according to other factors such as cost of living, level of income, or prices.

• varying scale used to determine wages that takes various economic factors into consideration
a sliding scale is a system for calculating something such as wages or taxes, in which the amounts paid vary because other things vary; a technical term.

پیشنهاد کاربران

مقیاس متغیری که جهت تقسیم سود در قراردادهای نفتی با توجه به شرایط متغیر آینده بکار میرود.
در مقابل مقیاس ثابت. مثلا سهم از سود بین 30 تا 50 درصد بسته به توافق در مورد رخداد وقایع آینده.


کلمات دیگر: