کلمه جو
صفحه اصلی

inclined to

پیشنهاد کاربران

در معرض

آماده ، مستعد

متمایل به
گرایش داشتن به
علاقه مند به

be/feel inclined to do something :
تمایل داشتن به انجام کاری


کلمات دیگر: