کلمه جو
صفحه اصلی

انتوار

لغت نامه دهخدا

انتوار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) آهک یا قطران مالیدن بر خود. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). نوره مالیدن برخود. ( از اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: