1. However, as the substitutable relationship between liquidity and profitability, the bank should choose a equilibrium point so as to maximize profit, which is analyzed by indifference curve.
[ترجمه ترگمان]با این حال، به عنوان یک رابطه جایگزین بین نقدینگی و سودآوری، بانک باید نقطه تعادل را برای به حداکثر رساندن سود، که با منحنی بی تفاوتی تحلیل می شود، انتخاب کند
[ترجمه گوگل]با این حال، به عنوان رابطه قابل تعویض بین نقدینگی و سودآوری، بانک باید یک نقطه تعادل را انتخاب کند تا حداکثر سود را که با منحنی بی تفاوتی تحلیل می شود، انتخاب کند
2. The application-defined geographic features must be substitutable for the predefined element gml:_Feature.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های جغرافیایی تعریف شده توسط برنامه باید جایگزین یک عنصر از پیش تعریف شده gml: _ مشخصه
[ترجمه گوگل]ویژگی های جغرافیایی تعریف شده توسط برنامه باید برای عنصر predefined gml _Feature جایگزین شود
3. Then the effects of the substitutable factor, commodity's marginal profit and retailer's price on the order quantity are further studied.
[ترجمه ترگمان]سپس اثرات عامل جایگزین، سود حاشیه ای کالا و قیمت خرده فروشی در مقدار سفارش مورد مطالعه قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]سپس تاثیر عوامل قابل تعویض، سود حاشیه کالا و قیمت خرده فروش به مقدار سفارش مورد بررسی قرار می گیرد
4. When testing a component, you can select substitutable elements as input to a component test.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک جز را تست می کنید، می توانید substitutable را به عنوان ورودی به یک تست جزیی انتخاب کنید
[ترجمه گوگل]هنگام آزمایش یک جزء، می توانید عناصر قابل تعویض را به عنوان ورودی برای تست جزء انتخاب کنید
5. Subtypes must be substitutable for their base types.
[ترجمه ترگمان]subtypes باید جایگزین انواع پایه خود شوند
[ترجمه گوگل]زیرمجموعه ها باید برای انواع پایه آنها قابل تعویض باشند
6. Derived types must be completely substitutable for their base types.
[ترجمه ترگمان]انواع مشتق شده از آن ها باید به طور کامل جایگزین انواع پایه آن ها باشند
[ترجمه گوگل]انواع متفاوتی باید برای انواع پایه آنها کاملا جایگزین شوند
7. To indicate that it is substitutable for nc:LocationCounty, I use a substitutionGroup attribute.
[ترجمه ترگمان]برای نشان دادن اینکه نمی تواند جایگزین شود: LocationCounty، من از یک ویژگی substitutionGroup استفاده می کنم
[ترجمه گوگل]برای نشان دادن اینکه آن را برای nc LocationCounty قابل تعویض است، از ویژگی swappingGroup استفاده می کنم
8. Community policies, and expenditures upon them are of course not perfectly substitutable for alternative national policies.
[ترجمه ترگمان]البته سیاست های اجتماعی و هزینه های آن ها به طور کامل جایگزین سیاست های ملی جایگزین نیستند
[ترجمه گوگل]سیاست های جامعه و هزینه های بر روی آنها البته برای سیاست های جایگزین ملی کاملا جایگزین نیستند
9. Cross-border flows in and out of stockmarkets have also grown rapidly, though equities are still not easily substitutable for one another across borders.
[ترجمه ترگمان]جریان های مرزی در داخل و خارج از stockmarkets نیز به سرعت رشد کرده اند، هر چند که حقوق ها هنوز به راحتی قابل تعویض برای یکدیگر در طول مرزها نیستند
[ترجمه گوگل]جریانهای بین المللی در بازارهای بورس و خارج نیز به سرعت در حال افزایش بوده است، اگر چه سهام هنوز هم به جای یکدیگر در خارج از مرزها قابل تعویض نیستند
10. The situation data includes situation time, situation category, situation disposition priority, severity, message, and substitutable message elements.
[ترجمه ترگمان]داده های وضعیت شامل زمان موقعیت، مقوله موقعیت، اولویت وضعیت، شدت، پیام و جایگزین کردن عناصر پیام هستند
[ترجمه گوگل]داده های وضعیت شامل وضعیت زمان، وضعیت وضعیت، اولویت وضعیت وضعیت، شدت، پیام، و عناصر پیام قابل تعویض است
11. The numerical experiments are used to analyze the lost profit because of ignoring the inventory-driven substitutable demand when price-driven and inventory-driven are coexistent.
[ترجمه ترگمان]آزمایش ها عددی برای تجزیه و تحلیل سود از دست رفته استفاده می شوند به دلیل نادیده گرفتن تقاضای جایگزین مبتنی بر فهرست موجودی زمانی که مبتنیبر قیمت و inventory - هستند
[ترجمه گوگل]آزمایش های عددی برای تجزیه و تحلیل سود از دست رفته به دلیل نادیده گرفتن تقاضای جایگزین محور موجودی استفاده می شود زمانی که قیمت رانده شده و موجودی محور هماهنگ باشد
12. But, in reality a cartel is just a cooperative arrangement by which different producers make efforts to homogenize their products and to make them substitutable one for the other.
[ترجمه ترگمان]اما در حقیقت یک کارتل تنها یک سازمان تعاونی است که تولید کنندگان مختلف تلاش می کنند تا محصولات خود را با هم هماهنگ کنند و جایگزین دیگری برای دیگری کنند
[ترجمه گوگل]اما در واقع یک کارتل فقط یک توافق مشارکتی است که تولیدکنندگان مختلف تلاش می کنند تا محصولات خود را هماهنگ کنند و آنها را برای دیگران جایگزین کند
13. With neo-classical economic theory as basis, an analysis model of regional consumption instability and regional economic growth is constructed based on complete substitutable production function.
[ترجمه ترگمان]با نظریه اقتصادی نئو کلاسیک به عنوان اساس، یک مدل تحلیلی از بی ثباتی مصرف منطقه ای و رشد اقتصادی منطقه ای براساس تابع تولید قابل تعویض کامل ساخته شده است
[ترجمه گوگل]با تئوری اقتصادی نئو کلاسیک به عنوان مبنایی، یک مدل تحلیلی از بی ثباتی مصرف انرژی منطقه ای و رشد اقتصادی منطقه ای بر اساس عملکرد کامل تعویض تولید ساخته شده است
14. Compared with the traditional study methods, there are lots of effective and convenient substitutable Methods: Today.
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با روش های مطالعه سنتی، روش های جایگزین مناسب و مناسب زیادی وجود دارد: امروزه
[ترجمه گوگل]در مقایسه با روش های سنتی مطالعه، روش های متداول و راحت جایگزین امروزه وجود دارد