کلمه جو
صفحه اصلی

straightway


معنی : سر راست، فورا
معانی دیگر : (قدیمی) بی درنگ، بی وقفه، بلافاصله، بلادرنگ، مستقیما

انگلیسی به فارسی

بلادرنگ، فورا، مستقیما، سر راست


بلافاصله، فورا، سر راست


انگلیسی به انگلیسی

قید ( adverb )
• : تعریف: without delay; straightaway.
مشابه: readily, straight away

• directly, immediately, right away, without delay

مترادف و متضاد

سر راست (صفت)
straight, plain, straightway, straightforward, outspoken, upstanding

فورا (قید)
at once, anon, instantly, right away, straightway, forthwith, hastefully, therewith

جملات نمونه

1. We've got to go straight-way.
[ترجمه ترگمان]باید مستقیم بریم
[ترجمه گوگل]ما باید به راه مستقیم برویم

2. She wrote straightway to Ellen, though not without considerable difficulty.
[ترجمه ترگمان]بی درنگ نامه ای به الن نوشت، هرچند که مشکلی برایش پیش نیامده بود
[ترجمه گوگل]او به زودی به الن نوشت، البته بدون مشکل قابل توجه

3. And the report of him went out straightway everywhere into the region of Galilee round about.
[ترجمه ترگمان]و گزارش او به همه جا وارد منطقه الجلیل شد
[ترجمه گوگل]و گزارش او به سرعت در همه جا به منطقه جلیل دور رفت

4. And they Capernaum; and straightway on the sabbath day he entered into the synagogue and taught.
[ترجمه ترگمان]و آن ها در روز سبت به کنیسه وارد شدند و تدریس کردند
[ترجمه گوگل]و آنها Capernaum؛ و به سرعت در روز سبتا وارد کنیسه شد و به او آموخت

5. Straightway the jollity broke loose again with the reading of the names.
[ترجمه ترگمان]پس از آن، پس از آن، پس از آن که دوباره به خواندن اسامی اسامی پرداخت،
[ترجمه گوگل]راستی جولیت دوباره با خواندن نام ها از بین رفت

6. KJV And they straightway left their nets, and followed him.
[ترجمه ترگمان]و بلافاصله nets را رها کردند و به دنبال او رفتند
[ترجمه گوگل]KJV و آنها بلافاصله شبکه خود را ترک کردند و به دنبال او رفتند

7. Straightway a storm began to brew.
[ترجمه ترگمان]پس از آن، پس از آن، توفان شروع به نوشیدن کرد
[ترجمه گوگل]به طور مستقیم یک طوفان آغاز شد

8. Bundles of candles were procured, and straightway there was a general scamper up the hill.
[ترجمه ترگمان]چندین دسته شمع به دست آوردند و بی درنگ یک ژنرال برخاست و از تپه بالا رفت
[ترجمه گوگل]شمعهای شمعها تهیه شده بود، و در حال حاضر یک تکه تکه تکه کردن به طور کلی از تپه وجود داشت

9. And straightway his ears were opened and the string of his tongue and he spake plain.
[ترجمه ترگمان]و بی درنگ گوش ها و نخ زبانش باز شد و واضح صحبت کرد
[ترجمه گوگل]و بلافاصله گوش او باز شد و رشته زبان او و او ساده گفت:

10. And her spirit came again, and she arose straightway: and he commanded to give her meat.
[ترجمه ترگمان]و روحش باز آمد و بلافاصله بلند شد و دستور داد که گوشت او را بدهد
[ترجمه گوگل]و روح او دوباره آمد، و او به سرعت به وجود آمد و او دستور داد گوشت خود را

11. Straightway the clouds began to scatter.
[ترجمه ترگمان]پس از آن، پس از آن، ابرها پراکنده شدند
[ترجمه گوگل]به طور مستقیم ابرها شروع به پراکندگی کردند

12. They didn't want them to join in straightway to rob and kill the Jews.
[ترجمه ترگمان]آن ها نمی خواستند که به آن ها ملحق شوند تا به یهودیان دستبرد بزنند و آن ها را بکشند
[ترجمه گوگل]آنها نمی خواستند که به سرعت به قتل و کشتار یهودیان بپیوندند

13. Straightway valves may be used in horizontal or vertical lines for upward flow.
[ترجمه ترگمان]شیره ای Straightway ممکن است در خطوط افقی یا عمودی برای جریان رو به بالا مورد استفاده قرار گیرند
[ترجمه گوگل]دریچه های مستقیم می توانند در خطوط افقی یا عمودی برای جریان بالا استفاده شوند

14. But straightway Jesus spake unto them, saying, Be of good cheer; it is I; be not afraid.
[ترجمه ترگمان]در این موقع عیسی به آن ها گفت: خوشحال باش، این من هستم، نترس
[ترجمه گوگل]اما عیسی فورا به آنها گفت: �از تشویق خوب باشید؛ من هستم؛ نترس

پیشنهاد کاربران

فورا


کلمات دیگر: