معترفا
avowedly
معترفا
انگلیسی به فارسی
معترفا
به وضوح
انگلیسی به انگلیسی
• admittedly, confessedly
avowedly is used when mentioning a characteristic which someone openly admits they have.
avowedly is used when mentioning a characteristic which someone openly admits they have.
جملات نمونه
1. Thomas also avoided taking avowedly conservative positions on controversial issues such as criminal justice and abortion.
[ترجمه ترگمان]توماس همچنین از اتخاذ مواضع محافظه کارانه در مورد مسائل بحث برانگیز مانند عدالت کیفری و سقط جنین خودداری کرد
[ترجمه گوگل]توماس همچنین از موضع محافظه کارانه خود در زمینه مسائل بحث برانگیز نظیر عدالت کیفری و سقط جنین اجتناب کرد
[ترجمه گوگل]توماس همچنین از موضع محافظه کارانه خود در زمینه مسائل بحث برانگیز نظیر عدالت کیفری و سقط جنین اجتناب کرد
2. A system which is openly and avowedly inferior does not encourage those who participate in it to have a high self-esteem.
[ترجمه ترگمان]سیستمی که آزادانه و با جان حقیر است موجب تشویق کسانی نمی شود که در آن شرکت می کنند تا اعتماد به نفس بالایی داشته باشند
[ترجمه گوگل]یک سیستم که به طور آشکارا و به طور آشکار پایین تر است، افرادی را که در آن شرکت می کنند، تشویق نمی کنند
[ترجمه گوگل]یک سیستم که به طور آشکارا و به طور آشکار پایین تر است، افرادی را که در آن شرکت می کنند، تشویق نمی کنند
3. Nowadays, resemble peddling avowedly on Internet so the net shop of contraband is not little.
[ترجمه ترگمان]امروزه، شبیه به فروش در اینترنت، به همین دلیل، خرید خالص کالاهای قاچاق کم نیست
[ترجمه گوگل]امروزه، به طور خاص در اینترنت شبیه سازی شده است، بنابراین فروشگاه خالص قاچاق، کمی نیست
[ترجمه گوگل]امروزه، به طور خاص در اینترنت شبیه سازی شده است، بنابراین فروشگاه خالص قاچاق، کمی نیست
4. Their policy has been avowedly marxist.
[ترجمه ترگمان]سیاست آن ها، مارکسیست بوده
[ترجمه گوگل]سیاست آنها به وضوح مارکسیست است
[ترجمه گوگل]سیاست آنها به وضوح مارکسیست است
5. He was avowedly in the wrong.
[ترجمه ترگمان]او در اشتباه بود
[ترجمه گوگل]او به اشتباه تشخیص داده شد
[ترجمه گوگل]او به اشتباه تشخیص داده شد
6. It is upwardly mobile, consciously, avowedly and - as its track record continues to strengthen - proudly so.
[ترجمه ترگمان]آن یک تلفن همراه، آگاهانه و با جان است و سابقه آن همچنان با غرور تقویت می شود
[ترجمه گوگل]این گوشی به صورت تلفن همراه، به طور آگاهانه، به صورت آشکار و به طرز با افتخار به عنوان رکوردش ادامه می یابد
[ترجمه گوگل]این گوشی به صورت تلفن همراه، به طور آگاهانه، به صورت آشکار و به طرز با افتخار به عنوان رکوردش ادامه می یابد
7. He remained for some years avowedly radical in his political outlook.
[ترجمه ترگمان]وی چندین سال در دیدگاه سیاسی خود به عقاید افراطی پایبند بود
[ترجمه گوگل]او چندین سال با چشم انداز سیاسی خود رادیکال بود
[ترجمه گوگل]او چندین سال با چشم انداز سیاسی خود رادیکال بود
8. If his Congo was a personal fief, the British empire stands revealed as a scarcely more representative oligarchy, organised on avowedly "aristocratic" lines by a clique of white men on the make.
[ترجمه ترگمان]اگر جمهوری کنگو تیول شخصی بود، امپراطوری بریتانیا به عنوان یک اولیگارشی بسیار بیشتر آشکار شد، و بر خطوط سیمای اشراف \"اشراف\" با گروهی از مردان سفیدپوست در ساخت آن نظارت داشت
[ترجمه گوگل]اگر کنگو یک سرخپوستان شخصی باشد، امپراتوری بریتانیا به عنوان یک الیگارشی نمایشی به مراتب نمایان تر است، که به واسطه ی گروهی از مردان سفید پوست بر روی خطوط به صورت 'اشرافی' سازمان یافته است
[ترجمه گوگل]اگر کنگو یک سرخپوستان شخصی باشد، امپراتوری بریتانیا به عنوان یک الیگارشی نمایشی به مراتب نمایان تر است، که به واسطه ی گروهی از مردان سفید پوست بر روی خطوط به صورت 'اشرافی' سازمان یافته است
9. Gain ground as what shop on the net, illegal element also registers shop on the net, smuggle goods in the disposal of stolen or contraband goods on the net avowedly .
[ترجمه ترگمان]وی می گوید: کسب و فروش زمین به عنوان مغازه ای که در تور قرار دارد، یک عنصر غیر قانونی نیز در تور ثبت می شود و کالا را در اختیار کالاهای مسروقه یا کالاهای قاچاق قرار می دهد
[ترجمه گوگل]بدست آوردن زمین به عنوان یک مغازه در شبکه، عنصر غیر قانونی همچنین ثبت فروشگاه در شبکه، قاچاق کالا را در اختیار کالاهای دزدیده شده یا قاچاق در شبکه به طور مشخص
[ترجمه گوگل]بدست آوردن زمین به عنوان یک مغازه در شبکه، عنصر غیر قانونی همچنین ثبت فروشگاه در شبکه، قاچاق کالا را در اختیار کالاهای دزدیده شده یا قاچاق در شبکه به طور مشخص
پیشنهاد کاربران
به طور اقراری، مسلما، درواقع، درحقیقت، به گفته ی خود، به اقرار خود
کلمات دیگر: