کلمه جو
صفحه اصلی

squalor


معنی : الودگی، کثافت کاری، درهم و برهمی و کثافت
معانی دیگر : (در اثر عدم توجه یا فقر) کثافت، درهم ریختگی، رنگ و رورفتگی، ژولیدگی

انگلیسی به فارسی

درهم وبرهمی وکثافت، الودگی، کثافت کاری، ژولیدگی


بدبختی، کثافت کاری، الودگی، درهم و برهمی و کثافت


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the condition or quality of being squalid.
متضاد: cleanliness, pleasantness, tidiness
مشابه: filth

- The orphaned children were living in squalor before the relief agency was able to help them.
[ترجمه ترگمان] بچه های یتیم قبل از اینکه اداره امداد بتواند به آن ها کمک کند، در فلاکت زندگی می کردند
[ترجمه گوگل] کودکان یتیم قبل از اینکه آژانس امداد بتواند به آنها کمک کند، در معرض سوء تغذیه قرار گرفتند

• filthiness, dirtiness; sordidness; misery, wretchedness
you can refer to squalid conditions or surroundings as squalor.

مترادف و متضاد

الودگی (اسم)
filth, alloy, contamination, pollution, impurity, purulence, stain, soilage, squalor

کثافت کاری (اسم)
squalor

درهم و برهمی و کثافت (اسم)
squalor

filth, poverty


Synonyms: decay, destitution, dirtiness, foulness, grunginess, impoverishment, indigence, poorness, seediness, starvation, wretchedness


جملات نمونه

1. Squalor and poverty lay behind the city's glittering facade.
[ترجمه ترگمان]squalor و فقر پشت نمای درخشان شهر آرمیده بودند
[ترجمه گوگل]اسکالور و فقر در پشت نماد پر زرق و برق شهر قرار دارند

2. We lived in squalor for a year and a half.
[ترجمه ترگمان]ما یه سال و نیم تو آشغالدونی زندگی می کردیم
[ترجمه گوگل]ما برای یک و نیم سال زندگی کردیم

3. He was born in squalor next to London's docks.
[ترجمه ترگمان]اون تو آشغالدونی کنار اسکله لندن متولد شد
[ترجمه گوگل]او در ناودانی در کنار اسکله لندن متولد شد

4. He was out of work and living in squalor.
[ترجمه ترگمان]اون از کار افتاده بود و تو آشغالدونی زندگی می کرد
[ترجمه گوگل]او از کار بیرون آمد و در حال ناکامی زندگی می کرد

5. Just as the slums, squalor and muddle of towns and cities could be overcome by planning, so could social evils.
[ترجمه ترگمان]همانند محله های فقیر نشین، کثیف بودن و muddle شهرها و شهرها می تواند با برنامه ریزی حل شود، بنابراین می تواند عواقب اجتماعی داشته باشد
[ترجمه گوگل]همانطور که محله های فقیرنشین، شهرک ها و شهرک ها را می توان با برنامه ریزی غلبه کرد، بنابراین می تواند موجب سوء استفاده اجتماعی شود

6. Inside were six small children found living in squalor, the smell of urine and feces permeating the house.
[ترجمه ترگمان]داخل آن شش بچه کوچک بودند که در چرک و کثافت زندگی می کردند، بوی ادرار و مدفوع در خانه نفوذ می کرد
[ترجمه گوگل]در داخل شش کودک کوچک زندگی می کردند که در معرض خستگی، بوی ادرار و مدفوع قرار می گرفتند

7. The bohemian squalor that greeted my eyes was quite appealing.
[ترجمه ترگمان]خشمی که به چشمان من وارد می شد کاملا جذاب بود
[ترجمه گوگل]ناراحتی بوهمی که چشمانم را در آغوش گرفت، کاملا جذاب بود

8. But there was solace as well as squalor.
[ترجمه ترگمان] اما اونجا هم آرامش و حال و حال و حال و حال تو هم هست
[ترجمه گوگل]اما آرامش و آرامش نیز وجود داشت

9. I began to feel sentimental about the familiar squalor.
[ترجمه ترگمان]شروع کردم به احساس احساساتی راجع به squalor آشنا
[ترجمه گوگل]من شروع کردم به حساس بودن در مورد آشفتگی آشنا

10. Cathy was a too-real story about inner-city squalor, broken marriages, homelessness and a shot-to-hell welfare system.
[ترجمه ترگمان]کتی یک داستان واقعی در مورد کثیف بودن شهر، ازدواج های درهم شکسته، بی خانمان بودن و یک سیستم رفاهی به جهنم بود
[ترجمه گوگل]کتی یک داستان واقعی در مورد ناراحتی درون شهر، ازدواج های شکسته، بی خانمانی و یک سیستم رفاه شغلی به جهنم بود

11. There is indescribable squalor in those books.
[ترجمه ترگمان]تو اون کتاب ها یه آشغالدونی وجود داره
[ترجمه گوگل]در این کتاب ها نامطبوع است

12. The squalor of the medieval city - with its cramped living quarters and dark alleyways - would be erased forever.
[ترجمه ترگمان]ویرانی شهر قرون وسطی - با ساختمان cramped و گذرگاه های تاریک - ممکن بود برای همیشه پاک شده باشد
[ترجمه گوگل]ناراحتی از شهر قرون وسطایی - با مکان های تنگ زندگی و کوچه های تاریک - برای همیشه پاک می شود

13. An inconspicuous urban underclass lives in squalor.
[ترجمه ترگمان]یک سطح محروم شهری در کثیف زندگی می کند
[ترجمه گوگل]یک زیرمجموعه غیرقابل انکار شهری در خرابکاری زندگی می کند

14. It tells the story of an aspiring young man's attempt to rise above the squalor of the street.
[ترجمه ترگمان]این فیلم داستان تلاش یک مرد جوان آرزو برای بالا رفتن از کثیفی خیابان را بازگو می کند
[ترجمه گوگل]این داستان داستان تلاش مرد جوان مبنی بر صعود به بالای خیابان است

پیشنهاد کاربران

Poor housing and homeless

حال به هم زن، خیلی کثیف، کثافت
Extremely dirty, filthy , plain disgusting



کلمات دیگر: