کلمه جو
صفحه اصلی

successors

انگلیسی به فارسی

جانشینان، جانشین، خلف، قائم مقام


جملات نمونه

1. one of the president's recent successors
یکی از جانشینان اخیر رئیس جمهور

2. the same politics was followed by his successors
جانشینان او نیز از همان سیاست پیروی کردند.

پیشنهاد کاربران

جایگزینان

در برنامه ریزی پروژه ها به معنی:
پس نیازها
میباشد

جانشین - جایگزین


کلمات دیگر: