1. Harry's standing pat on his decision to fire Janice.
[ترجمه ترگمان]هری که در حال ایستادن بود و تصمیم گرفته بود که جنیس را اخراج کند
[ترجمه گوگل]هری ایستاد و تصمیم خود را برای جانیس آتش زد
2. He'll never stand pat on the price of his house.
[ترجمه ترگمان]او هرگز به قیمت خانه او دست نخواهد زد
[ترجمه گوگل]او هرگز بر قیمت خانه اش پایبند نخواهد ماند
3. For now, the German central bank is standing pat on interest rates.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، بانک مرکزی آلمان در حال حاضر مشغول بررسی نرخ بهره است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، بانک مرکزی آلمان ایستادگی در برابر نرخ بهره است
4. The team can't stand pat - we needed to change our starting line-up.
[ترجمه ترگمان]تیم نمی تواند بایستد - ما نیاز داریم که خط شروع خود را تغییر دهیم
[ترجمه گوگل]تیم نمی تواند صعود کند - ما نیاز به تغییر خط شروع ما داشتیم
5. Get Gretzky or stand pat, either Smith disrupted the team or failed to help it.
[ترجمه ترگمان]وقتی اسمیت تیم را به هم زد و یا نتوانست به آن کمک کند، gretzky را متوقف کنید یا سر پا بایستید
[ترجمه گوگل]دریافت Gretzky یا ایستادن، یا اسمیت، تیم را مختل کرد یا به آن کمک نکرد
6. They have not stood pat while other teams attempted to capitalize on their setbacks.
[ترجمه ترگمان]آن ها در حالی که تیم های دیگر تلاش می کردند بر روی عقب نشینی آن ها سرمایه گذاری کنند، دست به شانه هم نمی زدند
[ترجمه گوگل]آنها در حالی که دیگر تیم ها تلاش می کنند تا بر روی شکست خود سرمایه گذاری کنند، دچار دود نشده اند
7. There's no denying that the Mavs could stand pat and remain elite.
[ترجمه ترگمان]شکی نیست که the می تواند بایستد و نخبگان بماند
[ترجمه گوگل]هیچ انکار نمی کند که Mavs بتواند پایدار بماند و باقی نخواهد ماند
8. Now all the miners have to do is stand pat.
[ترجمه ترگمان]حالا تنها کاری که معدنچیان باید انجام دهند این است که بایستند
[ترجمه گوگل]حالا تمام معدنچیان باید انجام بدهند
9. If prudence is telling the central bankers to stand pat, so is their optimism.
[ترجمه ترگمان]اگر احتیاط به بانکداران مرکزی گفته شود که دست به دست بزنند، این خوش بینی آن ها است
[ترجمه گوگل]اگر محتاطانه است که بانکداران مرکزی به ایستادگی می کنند، خوش بینی آنها است
10. He stand pat on the price of his house.
[ترجمه ترگمان]او بر روی قیمت خانه اش دست و پا می زند
[ترجمه گوگل]او بر قیمت خانه اش پایبند است
11. There are certain issues on which Britain would stand pat and insist on unanimity.
[ترجمه ترگمان]مسائل خاصی وجود دارند که در آن بریتانیا حاضر است دست از دست بکشد و به اتفاق آرا اصرار کند
[ترجمه گوگل]مسائل خاصی وجود دارد که بریتانیا آن را پیمان می بندد و اصرار دارد که به اتفاق آراء برسد
12. But America cannot stand pat.
[ترجمه ترگمان]اما آمریکا نمی تواند سر و پا بایستد
[ترجمه گوگل]اما آمریکا نمی تواند صبر کند
13. It makes it hard for the Fed to do anything but stand pat till the economy's direction becomes clearer.
[ترجمه ترگمان]این کار باعث می شود که بانک مرکزی برای انجام هر کاری به سختی تلاش کند، اما صبر کند تا جهت اقتصاد روشن تر شود
[ترجمه گوگل]این باعث می شود که بانک فدرال هر کاری انجام دهد، اما تا زمانی که جهت اقتصادی روشن تر شود، پایدار بماند