کلمه جو
صفحه اصلی

steeplechase


معنی : اسبدوانی صحرایی
معانی دیگر : (در اصل) اسپریس صحرایی، مسابقه ی اسب دوانی صحرایی، اسب دوانی با مانع، مسابقه ی دو صحرایی با مانع (مستلزم پریدن از روی جوی آب و نرده و غیره)، اسب دوانی باپرش از مانع

انگلیسی به فارسی

اسب دوانی باپرش از مانع، اسبدوانی صحرایی


steeplechase، اسبدوانی صحرایی، مسابقه اسب دوانی با پرش از روی مانع، اسب دوانی باپرش از مانع


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: steeplechaser (n.)
(1) تعریف: a long race during which riders on horseback leap over natural or artificial obstacles.
مشابه: chase

(2) تعریف: a similar race involving humans on foot.
مشابه: chase

• horserace over a course filled with natural or artificial obstacles; footrace over a course filled with natural or artificial obstacles
a steeplechase is a long horse race in which the horses have to jump over different obstacles such as hedges and water jumps.
a steeplechase is also a long race in which people jump over hurdles and water jumps round an athletics track.

مترادف و متضاد

اسبدوانی صحرایی (اسم)
steeplechase

جملات نمونه

1. I was next to last in the steeplechase.
[ترجمه ترگمان] دفعه بعد توی مسابقه پرش از مسابقه بودم
[ترجمه گوگل]من در آخرین لحظه در ستون ایستاده بودم

2. It was a steeplechase over rock and sand, like crossing mussel beds when the tide is out.
[ترجمه ترگمان]مثل این بود که از روی سنگ و ماسه ها، مثل عبور از بس تر آب، مثل عبور از بس تر آب، از روی مانع عبور می کرد
[ترجمه گوگل]این هواپیما بیش از سنگ و شن و ماسه بود، مانند عبور از تپه های مسیل زمانی که جزر و مد خارج می شد

3. Like the steeplechase where Vronsky breaks his mare's back with reckless riding, you can only wait for the pistol shot.
[ترجمه ترگمان]ورانسکی مانند the که مادیان خود را با سواری بی پروا شکسته، تنها برای شلیک تپانچه منتظر می ماند
[ترجمه گوگل]مانند ستاره ای که ورونسکی پشت سرش را با بی حوصلگی می کوبد، فقط می توانید برای شلیک گلوله صبر کنید

4. When it comes to the 000 metres steeplechase, no other country gets a look-in.
[ترجمه ترگمان]وقتی که مسابقه با مانع the متر انجام می شود، هیچ کشور دیگری به آن نگاه نمی کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که در مورد 000 متر ایستاده است، هیچ کشوری دیگری به دنبال آن نیست

5. Phase B in the steeplechase and phase D, what eventing is all about, is the cross country course.
[ترجمه ترگمان]فاز B در پرش با مانع و مرحله D، آنچه که eventing در مورد آن است، مسیر عبور از کشور است
[ترجمه گوگل]فاز B در steeplechase و مرحله D، چه رویدادی در مورد آن است، دوره کشور متقابل است

6. On steeplechase race courses, the hedges and water jumps are artificially constructed.
[ترجمه ترگمان]در دوره های مسابقه اسب دوانی با مانع، پرچین های سبز و آب به طور مصنوعی ساخته می شوند
[ترجمه گوگل]در مسابقات steeplechase مسابقات، پرچین ها و پرش های آب به صورت مصنوعی ساخته می شوند

7. Xiaoming got first in the steeplechase contest.
[ترجمه ترگمان]Xiaoming در مسابقه پرش از مسابقه پرش کرد
[ترجمه گوگل]Xiaoming اولین بار در مسابقه steeplechase شد

8. At the same time, analysis 3000m Steeplechase from the angle of the world, and propose reasonable proposals for the development of 3000m Steeplechase.
[ترجمه ترگمان]در همین زمان، تحلیل ۳۰۰۰ متری از زاویه جهان، و پیشنهاد منطقی پیشنهادی برای توسعه ۳۰۰۰ متر مکعب را پیشنهاد می کند
[ترجمه گوگل]در همان زمان، تجزیه و تحلیل 3000m Steeplechase از زاویه جهان، و پیشنهاد پیشنهاد معقول برای توسعه 3000m Steeplechase

9. Baby Soccer, Spider Walker, Frog Jump, Steeplechase. . . who is the winner?
[ترجمه ترگمان]فوتبال، مرد عنکبوتی، قورباغه شکلاتی، بپر … کی برنده است؟
[ترجمه گوگل]فوتبال کودک، عنکبوت واکر، پرش قورباغه، پرش پرواز برنده کیه؟

10. Engraved with the central steeplechase "Philip Bridge, " the three characters.
[ترجمه ترگمان]Engraved با مانع مرکزی \"فیلیپ پل\"، \"سه شخصیت\"
[ترجمه گوگل]سه کاراکتر با ستون مرکزی 'فیلیپ پل' حک شده است

11. I never heard of the steeplechase until today. I'm sure I would fall over the obstacles if I were running.
[ترجمه ترگمان]من تا امروز از مسابقه پرش از روی مانع خبر نداشتم مطمئنم اگر فرار می کردم از روی موانع سقوط می کردم
[ترجمه گوگل]من هرگز از امروز تا کنون از ستارگان شنیده ام من مطمئن هستم اگر من در حال اجرا بودم بر روی موانع سقوط

12. They found that a groundsman had dolled off the hurdle instead of the adjacent steeplechase fence - ommitted because of false ground.
[ترجمه ترگمان]آن ها دریافتند که groundsman به جای حصار پرش از مانع مجاور، موانع را به جای حصار با مانع مجاور تزیین کرده است
[ترجمه گوگل]آنها متوجه شدند که یک مهاجم به جای حصار steeplechase مجاور از موانع کنار گذاشته است - به دلیل زمین نادرست

13. At 30 a man with a loudspeaker started calling for the steeplechase finalists.
[ترجمه ترگمان]در ساعت ۳۰، مردی با بلندگو شروع به فریاد finalists از روی مانع شروع کرد
[ترجمه گوگل]در 30 سالگی یک مرد با یک بلندگو شروع به درخواست فینالیست های steeplechase کرد

14. Charlie said there should have been markers to show the jockeys where to switch from the steeplechase course to the proper course.
[ترجمه ترگمان]چارلی گفت که باید jockeys را نشان دهند که در آنجا از مسابقه اسب دوانی از روی مانع به مسیر درست حرکت کنند
[ترجمه گوگل]چارلی گفت که باید نشانگر هایی برای نشان دادن جک ها در جایی که از دوره ی steeplechase به دوره ی مناسب تغییر یابند وجود داشته باشد

پیشنهاد کاربران

پرش با سرعت


کلمات دیگر: