کلمه جو
صفحه اصلی

swiftness


معنی : تردستی
معانی دیگر : تندی، سرعت

انگلیسی به فارسی

سریع، تردستی


انگلیسی به انگلیسی

• quality of being swift, speed, quickness

مترادف و متضاد

تردستی (اسم)
skill, agility, dexterity, swiftness, sleight, juggle, prestidigitation, facility, legerdemain, versatility, hocus-pocus, jugglery

جملات نمونه

1. The bat is flying with swiftness.
[ترجمه ترگمان]چوب به سرعت پرواز می کند
[ترجمه گوگل]خفاش با سرعت در حال پرواز است

2. She made her escape with a swiftness born of fear.
[ترجمه ترگمان]به سرعت از ترس فرار کرد
[ترجمه گوگل]او فرار کرد و سریع به دنیا آمد از ترس

3. He moved with surprising swiftness for a man of his age.
[ترجمه ترگمان]با سرعتی شگفت انگیز برای مردی از سن و سال او حرکت کرد
[ترجمه گوگل]او برای یک مرد از سن او با سرعت شگفت انگیزی حرکت کرد

4. With a swiftness that belied his age, he sidestepped me and went into the dome.
[ترجمه ترگمان]با یک سرعتی که به سن و سال او خیانت می کرد، از من پرید و داخل حباب شد
[ترجمه گوگل]با سرعتی که سن او را محکوم کرد، او مرا ترک کرد و به گنبد رفت

5. Energy and above all swiftness in action, that is the secret to riches and success.
[ترجمه ترگمان]انرژی و بالاتر از همه به سرعت در عمل، این راز ثروت و موفقیت است
[ترجمه گوگل]انرژی و بالاتر از همه سریع در عمل، این راز ثروت و موفقیت است

6. These animals are unrivalled for their grace and swiftness.
[ترجمه ترگمان]این حیوانات برای سرعت و سرعت خود بی نظیر هستند
[ترجمه گوگل]این حیوانات برای فضیلت و سریع خود بی نظیر هستند

7. To some he gave strength, to some swiftness, to some claws and to some thick skin.
[ترجمه ترگمان]به بعضی از آن ها نیرو و نیرو می داد و به چند پنجه و به چند تا پوست کلفت تکیه می داد
[ترجمه گوگل]بعضی او قدرت را به دست آورد، به برخی از سریع، به برخی از پنجه و به برخی از پوست ضخیم

8. I craved swiftness, unimpeded action, fluidity, and amorphous New.
[ترجمه ترگمان]من به سرعت حرکت می کردم، حرکت و حرکت و fluidity را ادامه می دادم و به تازگی در نو به ذهنم خطور می کرد
[ترجمه گوگل]من از سرعت، عمل بدون دخالت، سیالیت، و آمورف جدید خوشم آمد

9. A merely seeming swiftness of our vessel will keep him dumb.
[ترجمه ترگمان]فقط یک حرکت سریع کشتی ما را گیج خواهد کرد
[ترجمه گوگل]سریع به نظر می رسد سریع از کشتی ما را حفظ خواهد کرد گنگ

10. Swiftness and certitude require strength, and the man had not this strength.
[ترجمه ترگمان]اطمینان و اطمینان به نیرو نیاز دارد و این مرد این قدرت را نداشت
[ترجمه گوگل]سرعت و آرامش نیاز به قدرت دارد و مرد این قدرت را نداشت

11. Elemental Mastery and Nature's Swiftness can all be dispelled using purge.
[ترجمه ترگمان]تسلط و احاطه شدن طبیعت و طبیعت را می توان با استفاده از تصفیه پاک کرد
[ترجمه گوگل]Mastery Elemental و Swiftness طبیعت می توانند با استفاده از خالص تخلیه شوند

12. The secrecy and swiftness of the invasion shocked and amazed army officers.
[ترجمه ترگمان]این رازداری و سرعت حمله افسران ارتش را متعجب و متعجب ساخت
[ترجمه گوگل]محرمانه و سریع این تهاجم افسران ارتش را شگفت زده کرد و شگفت زده کرد

13. A swallow flew with the swiftness of an arrow into the arbour, turning in its flight, and twittered over the dead man’s head.
[ترجمه ترگمان]یک پرستو با سرعت یک تیر به درون آلاچیق رفت و پرواز کرد و از بالای سر مرد مرده سر در آورد
[ترجمه گوگل]بلع ناگهانی یک فلش را به بیرون درز کرد و پرواز خود را چرخید و روی سر مرد مرده تکان داد

14. With incredible swiftness she ran down the passage.
[ترجمه ترگمان]با سرعتی باور نکردنی از راهرو پایین دوید
[ترجمه گوگل]او با سرعت باور نکردنی عبور کرد

15. Finally, there had been the last few months, when everything had fallen apart with such shattering swiftness.
[ترجمه ترگمان]در آخر، ماه ها بود که همه چیز با چنان سرعتی از هم جدا شده بود
[ترجمه گوگل]در نهایت، چند ماه گذشته بود، زمانی که همه چیز با چنین سرعتی رو به رو شدن افتاده بود

پیشنهاد کاربران

مترادف
velocity

چالاکی - فرزی

swiftness ( noun ) ={ذکاوت، فرزی، چلاکی، تندی، چابکی، سرعت، شتاب ( در مورد حرکت با سرعت بالا ) }، {فوریت، بی درنگی، سریع العملی ( در رابطه با عدم تاخیر ) }، {ناگهانی، جَلدی، آنیت، فوریت ( ناگهانی یا آنی بودن ) }، {زبر دستی، چیره دستی، تر دستی ( توانایی اجرای مهارت های شخص به روشی هنرمندانه یا حیله گرانه ) }، {جمع بندی، فشرده سازی، اختصار ( استفاده مختصر و دقیق از کلمات در نوشتن یا گفتار ) }

examples:
1 - He was surprised by the swiftness of the move.
او از تندی حرکت شگفت زده شد.
2 - The government seems to have been taken by surprise by the swiftness, strength and unanimity of international condemnation.
به نظر می رسد دولت با فوریت، قدرت و اتفاق آرایی محکومیت بین المللی غافلگیر شده است.
3 - Bayard was a horse of incredible swiftness.
بایارد اسبی با سرعت باورنکردنی بود.
4 - Yesterday's earthquake hit with such unnerving swiftness that a sunny winter's day turned into chaos.
زلزله دیروز با چنان سرعت ( شتاب ) دلهره آور ناگهان اتفاق افتاد که یک روز زمستانی آفتابی به هرج و مرج تبدیل شد.
5 - The outbreak of foot - and - mouth disease among livestock in Britain earlier this year illustrates the swiftness with which a disease can spread.
اوایل سال جاری شیوع بیماری تب برفکی در بین دامها در انگلیس نشان دهنده سرعت شیوع بیماری است.






کلمات دیگر: