slow to become sociable, unsociable, strange
دیرآشنا
فارسی به انگلیسی
distant
لغت نامه دهخدا
دیرآشنا. (ص مرکب ) دیر پروا. دیر خصومت . دیر صلح . (از آنندراج ). که زود درنیامیزد. که زود نجوشد. دیرجوش .
کلمات دیگر:
slow to become sociable, unsociable, strange
distant
دیرآشنا. (ص مرکب ) دیر پروا. دیر خصومت . دیر صلح . (از آنندراج ). که زود درنیامیزد. که زود نجوشد. دیرجوش .