کلمه جو
صفحه اصلی

dives

انگلیسی به فارسی

مرد دولتمند دنیادار


غواصی، شیرجه، غوطه، غور، شیرجه رفتن، فرو رفتن، غواصی کردن، تفحص کردن، غوطه زدن، غوطهور شدن



کلمات دیگر: