کلمه جو
صفحه اصلی

forbore

انگلیسی به فارسی

زمان گذشتهی: forbear


خرد کردن، احتراز کردن، خودداری کردن از، امساک کردن، گذشت کردن، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، خود داری کردن



کلمات دیگر: